حضرت ایت الله حاج میرزا محمد جواد نمازی اعلی الله مقامه در سال 1276 هجری شمسی در باغ چاه شیرین از توابع روستای گزدراز دیده به جهان گشود .پدر ایشان مرحوم میرزا باقر(میرزا باقر فلیس از مبارزین در جنگ ملت ایران علیه استعمار پیر انگلیس)ابن ابوالقاسم ابن زار احمد شاه کردوانی از روسای کردوان که از طریق حسن ابن احمد به فارس ابن شعبان یا فارس ابن شعوان جد طایفه حاجیانی می پیوند .مادر ایشان زنی مومنه بنام زینب بوده است ایشان از طریق مادر یا مادر بزرگ با سادات گلدانو فامیل می شود. 

تحصیلات : 

مرحوم حاج میرزا در سن 9 سالگی به شهر نجف اشرف مشرف میگردد تا در جوار بارگاه ملکوتی حضرت امیر المومنین به تحصیل علوم اسلامی بهره مند گردد .سفر ایشان به مدت نه سال ادامه یافت واز محضر علمای  ساکن شهر نجف در آن زمان بهره وافری برد واز دریای مواج آن سامان گوهر شه وار برگزید وی در سن 18 سالگی به باغ چاه شیرین برگشت ودر این زمان  به مدت دوسال از محضر عموی گرامیشان مرحوم حجت الاسلام والمسلمین  میرزا محمد (حاج میرزا احمد)که از اوتاد  وزهادآن زمان بودند کسب فیض نمودند . مرحوم حاج میرزا  جواد از نظر علم وایمان وعبادت وتقوا وورع در عصر خویش کم نظیربودند وبرای جستجو کنندگان  وطالبان دین وعلوم مسائل دینی می شکافتند وبه مردم آموزش می دادندومردم روستا های دشتی  که در جهل ونادانی که در صدسال پیش بسر می بردند به سمت طریق  هدایت راهنمای می کردند در آن زمان بیشتر بجای زبان اسلام  قانون سرب داغ حکم فرما بود وجود عالمی مانند مرحوم حاج میرزا جواد نمازی مانند نوری در تاریکی بود که با سو سوی خود مردم را از سنگ لاخ تاریکی به راه راست رهنمون می شدند ومردم را از قتل وکشتار  همدیگر بر حذر می داشتند. 

خصوصیات اخلاقی آن مرحوم:   

مرحوم ایت الله حاج میرزا جواد نمازی فردی خوش اخلاق ومردم دار بودند وخانه اش محل امنی برای مردمان آن سامان بود ازلحاظ تعبد وبندگی در خطه دشتی روزگار کمتر کسی  دیده است.شخصی خدا ترس وعابد بودند نماز را با خضوع وخشوع اقامه می کردند در انجام فرایض دین جدی تمام داشت وی از نظر ایمان وعبادت لا تعدُولا تحصی بودکه به تقریر زبان وتحریر بیان نمی گنجد .در بیان احکام الهی سعی وکوشش فراوان می نمود مردم را به راه راست هدایت می کرد.تا پایان عمر دنیوی از موعظه وارشاد  مردم فرو گذار نبود  

نقل است از مرحوم ایت الله حاج میرزا احمد دشتی نجفی  رحمت الله علیه زمانی که ما در نجف بودیم حجت الاسلام والمسلمین حاج میرزا جواد نمازی در اقامه نماز بسیار طول می داد همیشه بعد از دیگران نمازش تمام میشد وکسی در نجف مانند ایشان نماز نمی خواند بعضی از علما می فرمودند این قدر که خودت را به زحمت می اندازی خسته می شوی ایشان می فرمودند نماز من به یک کلمه ی نماز حضر امیر المومنین نمی رسد. 

شجاعت ایشان چنان بوده است که بدون ترس روی حق وعدالت قضاوت می کردند در بیان واجرای احکام الهی عادل ودلیر بودند مردم روستای گزدراز و روستا های هم جوار برای رفع مشکلات خود در موضوع املاک ودعاوی ملکی به محضر آن بزرگوار شرفیاب می شدند ایشان بین آنان به حق حکم می کردند واز فضایل علمی واخلاقی آن بزرگوار بهره مند می شدند. 

همسر وفرزندان : 

مرحوم ایت الله حاج میرزا جواد در سن بیست سالگی با  دختر عمویش مرحومه مابیگم بنت  حجت الاسلام حاج میرزا محمد (حاج میرزا احمد)پیمان زناشوی بست که ثمره این ازدواج دو دختر به نام حبیبه وانسیه بود ظاهرا ایشان پسرانی نیز داشتند که در ایام کودکی از دنیا رفتند .بعد از وفات مابیگم ایشان بانو معصومه بنت حاج حیدر ابن حاج علی قاسم زیدونی به ازدواج خویش در آوردند ولی از ایشان بچه دار نشدند  سپس خانم مابیگم دختری قنبری از مردم گزدراز به نکاح خویش در آوردکه حاصل این ازدواج دخترانی به نام شریفه ونصرت وزینب وخدیجه بودند . از دخترانش زینب ونصرت در قید حیاتند ودیگران گذشته اند از این کهن رباط. 

وفات: 

حضرت ایت الله حاج میرزا جواد نمازی علی الله مقامه در روز جمعه سوم شعبان المعظم سال 1392 ه -ق برابر با 1350 ه -ش در منزل خویش در باغ چاه شیرین از قرا  روستای گزدراز به علت کهولت سن وبیماری از دنیا  رحلت کردنند پیکر ایشان بعد از غسل توسط مرحوم ملا علی ابن محمد علی کاظمی(ملا علی مع کواری یا ملا علی ابن مع کلواری)به مدت شش ماه در منزلش  به رسم امانت  دفن شد سپس  پیکرش توسط مرحوم حاج محمد دشتی از شیخ های بحرانی که با ایشان قرابت داشت ودختر حاج میرزا  جوادهمسر شیخ حسین بحرانی(شیخ حسین ابن حاج عوض) عمو زاده ایشان بودبه شهر مقدس قم حمل ودر قبرستان وادی اسلام آن شهر دفن گردید.از مرحوم ملا علی ابن محمد علی نقل شده است بعد از فوت اغا کار تغسیل وتکفین ایشان من به عهده داشتم من به اتقاق تشییع کننده گان جنازه را به کنار رودخانه مند که تا بیت شریف ایشان فاصله زیادی نداشت حمل کرده ودر انجا غسل وکفن نمودیم وسریر ایشان بر دوش گرفته به طرف منزل حرکت کردیم هنگامی که مقابل باغ لشتی رسیدیم سیدی به جمع ما پیوست وتهلیل می گفت وما را به گفتن لااله ال الله ترغیب وتشویق می کرد در طول مسیر امر به نهادن جنازه روی زمین وسپس بلند نمودن آن می کرد در منزل اول سید بر پیکر اغا نماز میت اقامه کرد سپس من .اصلا در خاطرم نیامد نام ایشان سئوال نمایم من سادات کاکی وگزدراز را می شناختم  ایشان از این خطه نبودند.

بعد از دفن پیکر آقا به خاطرم آمد سیدی دربین مشایعت کنندگان بودهر چه جستجو کردم ولی از ایشان اثری نبود از کرار معلوم فقط من ویکی دونفر دیگر از تشیع کنندگان سید را دید بودند که بر بالین پیکر مرحوم حاج میرزا جواد به زبان آهسته دعا تلاوت می کردند (القول الراوی)
 

خاطرات این جانب از فوت وزیارت قبر ایشان: 

سال 1350 فصل تابستان بادشدیدی می وزید وهوا گرد خاکی بود نزدیک عصر خبر فوت ایت الله  نمازی به مسیله رسید مردم  مسیله وروستا های هم جوار بر سردر خانه هاپرچم سیاه زدند وجهت اقامه عزا به منزل آن مرحوم رفتند .سال 1352 به  اتقاق خانواده ومرحوم پدر بزرگم  به زیارت امام رضا مشرف شدیم در توقف کوتاهی که در شهر  مقدس قم داشیم بعد از زیارت تربت حضرت معصومه (س)با راهنمای حضرت ایت الله حاج شیخ عباس حاجیانی دشتی که در آن زمان طلبه ای جوانی بودند به زیارت قبر مرحوم حاج میرزا جواد نمازی در قبرستان وادی السلام رفتیم به علت انباشت برف  در زمستان گذشته اش مقبره ایشان نشست وتخریب شده بود پدر بزرگم کنار قبر ایشان نشستند و در فراق ایشان اشک ریختند  وبرایشان فاتحه  خوانند وخاطراتی از همنشینی با ایشان بیان کرد ند . 

             مردان خدا پرده پندار دریدند                          یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند 

            هردست که دادند از آن دست گرفتند           هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند