‍ #غزل

 

*دوش آن طناز را دیدم که می رفتی به ناز 

*جان من را او همی کردی از آن نازش گدار

*یک اشاره گاهی از ابرو نمودی او به من

*گفتی ای بیچاره با این بایدت اکنون بساز

* گفتمش ای نیکو او گاهی وفایت بوده است

*درجوابم گفت با خوبان وفا نبود دراز

*گفتمش با این نمط تکلیف این بیچاره چیست

*گفت باید ساختن پوشیده داری هم تو راز

*رهرو کویم شوی گر لایقی اندرخفا

*تا که بینی روی من شاید در ایامی تو باز

*گفتمش در هجر تو بسیار می سوزم چو شمع

*من چو باشم در فراق تو چو محمود ایاز

*کرد مژگان هم چه تیری سوی من انداخت او

*کز کجا تو یافته از حب من بر خود جواز

*گفت باید سوزی و سازی ز حبم روز و شب

* هر زمان وقتش رسد آیم به سوی تو به ناز

*گفت صیاد ار کنی گاهی گذاری سوی من

* از خدا باشد برایت اجراهای بس دراز

 

💮شاعر :

مرحوم حاج اسماعیل ملاعبدالله زایرحسین جمال (حاجیانی) 

 

تخلص :صیاد 

منبع:مسیله خاستگاه بزرگان

 

💫💥💫💥💫💥💫💥