زندگی حاج شیخ ابول و اولاد آن مرحوم بنیانگذار قدیمیترین مسجد مسیله
حسب ظاهر در همین مدت در مسیله کوسه ای می ماند وحوزه علمیه را که پدرش دایر نموده بود احیا می نمایدو طلبه هایی تربیت می نماید بنا به تعریف مرحومه زایره کیمیا بنت محسین ابن زایر حسین جمال حاجیانی وهمسر مرحوم حاج حسین جمالی نژاد که برای حضرت ایت الله حاج شیخ عباس حاجیانی(نوه آخوند)نقل کردند:کودک بودم ولی کمی تمیز وتشخیص می دادم مادرم مرا بغل گرفته بودمردی متوسط القامه را دیدم که با قبا وعبا وعمامه به سمت مغرب می رفت از مادرم پرسیدم این کیست ؟گفت اخوند ملا تقی .گفتم کجا می رود ؟گفت به مسجد می رود تا به طلبه ها درس بدهد.مرحوم آخوند از لحاظ معیشت و زندگی در تنگنا بوده است واز را ه نماز و روزه استیجاری امرار معاش می کرده است .
مرحوم آخوند ملا تقی از طریق انجام عبادات به نحو اجاره وطرق دیگردر روستای برمصاد ومغدان (محدو)و روستای فقیه حسنان زمین و باغ داشته که بعد از فوتشان توسط اشخاصی غصب شد ویا توسط برادر ش به بهانه قیم وسرپرست فرزندانش فروخته شد.
آخوند بعد از چند سال که مقدار آن معلوم نیست دو باره عازم نجف اشرف می گردد اما در کشتی بیمار می شوند ودر اثر همین بیماری وفات می یابددر این سفر برادرش مرحوم زایر محمد حسن ابن ملا علی زایر قنبر ومرحوم مشهدی حسن کمال از طایفه کودرنگی ها که خواهر آخوند همسر پسرش بود او را همراهی می کردننددر آن زمان کشتی بانان اگر کسی در کشتیشان از دنیا می رفت از ترس متلاشی شدن ویا انتقال ویروس به دیگر سر نشینان جسدش به دریا می انداختند البته در صورت متلاشی شدن میت حکم شرعیش نیز همین است.همراهان آخوند فوت او به ناخدا وملوانان اعلام نمی کنندونوبت به نوبت سر او روی زانو گذاشته وبا بادبزن به او باد می زنند ودر جواب احوال پرسی ملوانان می گویند رو به بهبود است.سهمیه غذای آخوند نیز می گیرند تا کسی متوجه جریان نشود معروف است بعد از هفت روز از فوت آخوند کشتی به بصره می رسد در حالی که جسد آخوند سالم بود هنگامی که جنازه از کشتی خارج می کنند نا خدا وجاشوا از فوت آخوند با خبر می شوند از بصره جنازه را به بغداد منتقل نموده ودر قبرستان شهر کاظمین دفن می نمایند سرانجام زندگی این عالم وارسته با تمام فراز ونشیب هایش به پایان می رسد.
منبع:کتاب نوادر جلد 2
تنها از این وآن از علما ودانشمندان می شنیدند که شیخ ابوالقاسم دشتی مردی است با ورع وبا فضیلت وباسواد و طبق متداول آن روزگار ملا ومجتهد.نویسنده که با او اهل یک استان وهر دو از استان بوشهر هستیم ودر صدد بر آمدم از زندگانی پر بار ومفید آن بزرگوار اطلاعاتی به دست آورم،متاسفانه دیر به این فکر افتادم از معاصرین او کمتر پرسیدم اما این مقدار هم غنیمت است شاید تا حدودی او را معرفی نمایم واز او یادی نموده باشم.
سخنان چند نفر ازعلمای دشتی در وصف شیخ ابوالقاسم دشتی:
الف -مرحوم ایت الله العظمی حاج میرزا احمد دشتی نجفی«ر»
مرحوم شیخ ابولقاسم دشتی با آقای حاج میرزا احمد دشتی نجفی رابطه ی صمیمی وبا صفایی داشتند برای این جهت که هر دو در یک مدرسه حجره داشتنددر مدر سه صدر واقع در بازار بزرگ نجف اشرف.مرحوم دشتی در بیشتردر دوران سکونت در نجف مجرد بودند.ازدواجی صورت گرفت .حاصل این ازدواج فرزندی بنام محمد صالح فخری بودکه با حقیر(نوبیسنده کتاب نوادر)رفاقت داشت اما در سنین جوانی در حادثه ای درخارج از کشور کشته شد.
هر دو مرحوم در یک مدرسه بودندوبا هم آمد ورفت داشتند.مر حوم ایت الله دشتی نجفی با مرحوم شیخ ابوالقاسم عنایتی داشتند .گاهی اورا به منزل دعوت می کردند واز او پذیرایی می کرد.مرحوم دشتی املاکی داشت که اختیار تام تصرف در آن به مرحوم ایت الله نجفی داده بود.این جهات وجهاتی دیگر موجب بود تا رابطه ی این دو مرحوم صمیمی وبا صفا و صداقت باشد.آقای نجفی دشتی از مراتب علمی وکمال شیخ ابولقاسم اطلاع داشت.هر وقت از او نام برده می شد ویا از او یادی می شد با عبارتی که نشان از عظمت وبزرگی داشت وبا احترام از ایشان یا د می کرد مانند اعلی الله مقامهویا قدس سره و...
روزی خدمت آقای دشتی نجفی بودم غیر از من و او کسی دیگر نبود فرصت را غنیمت شمردم از علم یک نفر سوال کردم،که آیا اهل استنباط واجتهاد بود یا نه؟فرمودند استنباط واجتهاد کار مشکل ودشواری است پرسیدم مرحوم شیخ ابوالقاسم چطور؟گفت:اعلی الله مقامه!او اظهار وجود نمی کردوهرگز ادعا نکردولی در حقیقت اهل استنباط واجتهاد بودوعده ای از فضلاءکه در مدرسه صدر حجره داشتند در مشکلات علمی وفهم بعضی از عبارات مشکل کتاب های درسی به او مراجعه می کردند.بدون معطلی جواب می دادوعبارت را حل وفصل می کرد از مرحوم دشتی پرسیدم تآلیف یا نوشته ای داشت؟جواب داد:با بعضی از علمای آل بحر العلوم مباحثه ومذاکره ی علمی داشت اگر تآلیفی هم داشته باشد نزد آنهاست ومن اطلاعی ندارم.
ب-حضرت ایت الله حاج سید محمد رجایی مدظله:
سید محمددر مدرسه صدر اتاق داشت.ازایشان خواهش کردم اطلاعاتی از مرحوم شیخ ابولقاسم در اختیارم بگذارد اظهار داشت اطلاعی از او ندارم زیرا با او ارتباطی نداشتم.آن مرحوم با افراد چندان ارتباط نداشت.در مدرسه صدر اتاق داشت وبه درس وبحث وعبادت مشغول بود.کمتر سخن می گفت آقای رجایی افزود مدتها مجرد بود وقتی ازدواج کرداول شب به منزل میرفت بعد دیر وقت به مدرسه بر می گشت.تابستان طلاب در حیاط مدرسه می خوابیدند.مرحوم شیخ ابوالقاسم که شب دیر به مدرسه بر می گشت برای اینکه مزاحم طلاب نشود کلید مدرسه همراه داشت .در راباز کرده وهمان جا کفش را از پا در آورده وبا پای برهنه آهسته وآرام میآمد وبه اتاق خود میرفت تا مزاحم خواب دیگران نشود.
ج-حجه الاسلام والمسلمین شیخ علی بحرینی کردوانی:
با او معاشرتی نداشتم فقط یک بار اورا از نزدیک ملاقات کردم یک نفر از دشتی که جنازه می آورد به من پیغام داد برای دفن بعضی از جنازه ها حاضر شوم،رفتم .مرحوم شیخ ابوالقاسم آنجا بود.جنازه هایی از دشتی بود که گفته بودندباید شیخ ابوالقاسم موقعی دفن آنجا باشد.به او سلام کردم.شخصی بود خوش اخلاق وبا وقار ومتین.کم سخن می گفت اگر کسی از او چیزی می پرسید جواب می داد.من شخصا از فضل ومقام علمی او اطلاعی ندارم ولی از دو نفر از بزرگان شنیده ام:
اول -مرحوم ایت الله شیخ مجتبی لنکرانی از اساتید بزرگ حوزه ی علمیه نجف می گفت:مشکلات علمی وعبارات غامض وسخت کتاب های درسی را خدمت مرحوم شیخ ابولقاسم می بردیم او با بیانی رسا وشیوا همه را بدون درنگ حل می کرد.مطالبی را که او حل وفصل میکردکار هر کسی نبود.این اعتراف وشهادت از شخصی مانند ایت الله لنکرانی پرده از عظمت و فضل مرحوم شیخ ابولقاسم دشتی بر می داردومی توان با این گواهی به مقام علمی وفضل او پی برد.
دوم-مرحوم ایت الله شیخ محمد محمودی کردوانی می گفت:مرحوم شیخ ابولقاسم دشتی نه تنهااز فقه بهره مند بود بلکه در علم ادبیات عرب نیز مسلط بود.عبارات واشعارمغلق در کتاب مجمع البیان را به آسانی برای ما توضیح می دادوحل وفصل می کرد.سر انجام مرحوم دشتی در نجف اشرف دیده از جهان فرو بست.
د- آقای شیخ احمد کاظمی سلمه الله:
مرحوم شیخ ابوالقاسم چند بار مریض شدوبه دستور مرحوم ایت الله حاج میرزا احمد دشتی نجفی اورا به بیمارستان«الفرات الاوسط» واقع در شهر کوفه بردم تا معالجه شودولی سر انجام در منزل مرحوم ایت الله حاج میرزا احمد وفات یافت ودر وادی السلام دفن گردید.رحمه الله علیه!سال وفات او حدود 1340 یا 1341 شمسی است.
ه-آیت الله سید احمد رکنی بردخونی:
شخصا با او ارتباطی نداشتم واز معلومات وفضل وی بی اطلاعم ولی در میان اهل علم معروف به فضل بود وگفته می شد در علم کلام وفلسفه وارد است.
نسب ونیاکان وخویشان شیخ ابوالقاسم:
شیخ ابوالقاسم ابن ملا مراد ابن محمد ابن مراد...
اصالتا اهل مغدان ودر همان جا نیزمتولد گردیده است .از طایفه وقبیله «کوه درنگی ها» می باشد با مشهدی حسن کمال نسبت نزدیک دارند.اولاد مشهدی حسن کمال در کاکی ونواحی دیگر با فامیل های محمدی،زارعی،مختاری، گنخکی ،غلامی ،کمالی وهزیمتیانپور زندگی می کنندونیز با طایفه عبدالله صفری های ساکن گنخک نیز نسبت دارند ،گویا عمو زاده هستند.مادر مرحوم شیخ ابوالقاسم از اهالی مسیله ی فخری است.نامش کیمیا فرزند مظفر که بازماندگان اودر کاکی و ریگدان ساکن هستند.مرحوم کدخدا علی دهقان(علی منو حسین عبدی)از اهالی مسیله فخری خواهر زاده ی مرحوم شیخ ابوالقاسم است. نام خواهر شیخ ابوالقاسم خدیجه بوده است.
منبع:کتاب نوادر جلد دو
.
شبی سرد وتاریک شد تجربه که هجری به هجران ما شد مزید
خلاصه زاجداد نیکو نهاد چو عنقا ز بام فلک پر کشید
به عصر دوشنبه چنین ثلمه ای نود بود وشش سال شمسی رسید
گذشت هفت روز چو از فرودین که بشنید زآن سوی عالم نوید
بسا داشت قرآن وذکر دعا تو گویی ملَک در بشر شد پدید
از او"راضی"آموخت درس ادب که در مکتبش صوت قرآن شنید
در ساعت چهار عصر روز دوشنبه96/1/7هجری شمسی برابر با بیست هشت ماه جمادی الثانی سال 1438 هجری قمری روح مرحومه مغفوره حاجیه کنیز بنت عبدالحسین زارعی(مادرم)از عالم خاکی به سوی سرای باقی پرواز نمود وما اهل خانه که سالها ی سال با قراعت قرآن از دمیدن فجر تا طلوع افتاب اشنا بودیم از این صوت الهی محروم کرد ایشان آخرین سلاله از خاندان علی ابن محسین ابن زایر اسماعیل ابن محمد ابن عبدالعلی حاجیانی بودند که بعد از تحمل سالها غم واندو به گذشتگانش پیوست .امیدوار م از خدا وند همه کار های خیر انجام شده توسط آن مرحومه اعم از آموزش قرآن و.. بعنوان ذخیره آخرت قرار داده ودرآن جهان همنشین بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرای (س)گرداند
انطباق دقیق رویدادهای تقویم هجری قمری و شمسی کار سختی است؛ اما با استفاده از نرمافزارهای رویت هلال مشخص میشود که عاشورای 61 هجری قمری در روز سهشنبه 20 مهر یا چهارشنبه 21 مهر اتفاق افتاده است.
به استناد سخن مرحوم حاج غلامحسن مرادی(حاج غلامحسن ابن زار احمد ابن حسین حاجی) از معمرین و از ساکنین اصلی شهرکاکی که چند سال پیش از این دنیای فانی رخت به سرای جاودانی کشیدند عمر حسینیه اعظم کاکی بیش از یک صد پنجاه سال است و بنای اولیه حسینیه از گرد وپیش نخل (کپر)بوده

درصبح گاه جمعه مورخه 29/8/94 هجری شمسی برابر با 8 ماه صفر المظفر 1437 هجری قمری مردی از جهان فانی به سرای جاودانی پر کشید که بیش از شصت سال ذاکر وخدمتکار حضرت سید الشهدا بودند .
ادامه مطلب:
طوفان نوح(ع) : 2043 سال قبل از میلاد
بعثت حضرت ابراهیم(ع) : 2085 سال قبل از میلاد
تولد حضرت اسماعیل(ع) : 2005 سال قبل از میلاد
تولد حضرت یوسف(ع) : 1887 سال قبل از میلاد
قیام حضرت موسی(ع) : 1652سال قبل از میلاد
ظهور برهما در هند : 1300 سال قبل از میلاد
قتل عام یهودیان : 1127 سال قبل از میلاد
تشکیل سلسله اسرائیل : 1006 سال قبل از میلاد
پس از ۲۷ سال از طغیان رود خانه مند و سیل بزرگ سال ۱۳۶۵ هجری شمسی با همت جمعی از جوانان وخیرین ، مسجد روستای مسیله عبدی در حال بازسازی ومرمت برای اجرای روضه خوانی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) از شب نهم محرم می شود.
چهر ه هاي سياسي ومذهبي در لباس احرام
منبع:سايت تابناك
ادامه مطلب
بقیه در ادامه مطلب
بقیه در ادامه مطلب بخوانید...

| "فراس الکويتي" ضمن تأييد خبر ترک خوردن ديوار مسجد کوفه در شب ضربت خوردن حضرت علي عليه السلام، در اين باره گفت: اکنون در حال بررسي بيشتر اين موضوع هستيم. |
به
گزارش صفحه عربي شيعه آنلاين، اخبار رسيده از شهر کوفه در نزديکي نجف أشرف
حاکي از آن است که همزمان با سالروز ضربت خوردن مولاي متقيان، حضرت
امیرالمؤمنین علي عليه السلام، بخشی از دیوار مسجد کوفه ترک خورد.يك جوان ايراني سندي در اثبات حقانيت نام خليج فارس در ادامه مطلب را مطالعه فرمائيد.
این خانه چند بار مورد تعدّی و حرمتشکنی قرار گرفت، عبدالملک مروان این خانه را تخریب کرد (مناقب ابن شهر آشوب، جلد 2، صفحه 211) و در موقع اخذ بیعت برای خلافت خلیفه اول و برای تثبیت موقعیت او این خانه مورد هجوم واقع شده و به آتش کشیده شد.
مسعودی در «اثبات الوصیة» صفحه 123 گوید: فهجموا علیه و اُحرقوا بابه.
* مشهور بودن آتش زدن خانه فاطمه(س) و استناد عبداللهبن زیبر به آن
آتش زده شدن خانه حضرت فاطمه(س) چنان معروف و مشهور بوده که وقتی عبدالله بن زبیر بر شهر مکه مسلط شد، اعلام کرد: هر کس با من بیعت نکند خانه او را آتش میزنم، آن گونه که خانه فاطمه را آتش زدند و سپس حسن بن محمد بن حنفیه که بیعت نکرده بود را دستگیر و زندانی کرد و خانه او را آتش زد و بنیهاشم را در شعب جمع کرده و میخواست آنها را زنده زنده در آتش بسوزاند.(مروج الذهب، جلد 3، صفحه 77)
این هم یک نوعی آزادی و دموکراسی است که اول بر حکومت مسلط شوند و سپس شروع به بیعت گرفتن کرده و هر کس مخالف باشد، باید خانه او را آتش زده و اهل خانه نیز در آتش سوزانده شوند! در شهر مدینه تمام مردم انصار- که اکثریت شهر بودند- و بخش عمدهای از مهاجر طرفدار حضرت علی(ع) بودند، اینان که اکثریت را تشکیل میدادند مخالف بیعت با خلیفه اول بودند و چون حکومت آنان مشروعیت الهی نداشت سعی کردند مشروعیت مردمی را با تهدید و تطمیع دست و پا کنند.
کسی که بعداً خودش خلیفه شد به درب منزل حضرت علی(ع) آمد - در حالیکه حضرت علی(ع)، حضرت فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) و طلحه و زبیر و عدهای از بزرگان قبایل مهاجر و انصار داخل منزل بودند و از بیعت خود داری میکردند- و گفت: یا برای بیعت با ابوبکر بیرون میآیید و یا آنکه خانه را با اهل آن به آتش میکشم، زبیر شمشیر خود را برهنه کرد و از منزل بیرون آمد ولی مهاجمان به خانه، او را سنگ باران کرده و سپس او را دستگیر کردند.(تاریخ طبری، جلد 2، صفحه 443).
و این گونه مخالفان را سرکوب کردند. آنان که طرفدار مشروعیت الهی و خواهان اجرای دستورات رسول خدا(ص) بودند مورد تهدید و آتش زده شدن خانه و فرزندان شدند و نوع جدیدی از دموکراسی پایه ریزی شد که امروزه نیز شبیه آن در کشور بحرین و عربستان مشاهده می شود.
* اسامی مهاجمان به خانه حضرت زهرا(س)
1- خلیفه اول، وی موقع مرگ خود از این تهاجم اظهار تأسف میکرد، بنابراین معلوم میشود به دستور او انجام شده است.(شرح نهج البلاغه ابن ابیالحدید، جلد 6، صفحه 51).
2- خلیفه دوم (تاریخ طبری، جلد 2، صفحه 433 و کنزالعمال جلد 5، صفحه 651).
3- اسید بن حضیر ( الامامة و السیاسه جلد 1، صفحه 11) نام وی را برخی اسید بن حصین گفتهاند. (احقاق الحق، جلد 2، صفحه 370).
4- سلمة بن سلامة (شرح نهج البلاغه، جلد 6 ، صفحه 47)
5- ثابت بن قیس خزرجی (همان مدرک)
6- خالد بن ولید (همان مدرک).
7- محمد بن مسلمة (همان مدرک، صفحه 48).
8- بشیر بن سعد (احتجاج، جلد 1، صفحه 414 و اختصاص مفید، صفحه 185).
9- مغیرة بن شعبه (همان مدرک).
10- ابوعبیدة بن جراح (اختصاص مفید، صفحه 185)
11- سالم مولی ابی حذیفه (همان مدرک)
12- معاذ بن جبل (الوافی بالوفیات، جلد 6 صفحه 17. ملل و نحل، جلد 1 صفحه 5. الامامة و السیاسة، جلد 1 صفحه 12).
13- قنفذ (همان مدرک)
14- عثمان (اختصاص مفید، صفحات 184 و 187)
15- عبدالرحمن بن عوف (شرح نهج البلاغه، جلد 6، صفحه 68. البدایه و النهایه، جلد 5 ، صفحه 250. سیر اعلام النبلاء، صفحه 26)
16- زیاد بن لبید (شرح نهج البلاغه، جلد 6، صفحه 68)
17- معاویه بن ابیسفیان (وقعه صفین، صفحه 163)
18- عمروبن عاص (همان مدرک).
19- زید بن اسلم (احقاق الحق، جلد 2، صفحه 370).
اینان کسانی هستند که نام خود را بر پیشانی تاریخ به عنوان «مهاجمان و آتش زنندگان به خانه وحی» ثبت کردند.
و اما برخی از کسانی که داخل منزل بودند عبارتند از:
1- حضرت علی(ع)
2- حضرت فاطمه زهرا(س)
3- امام حسن(ع)
4- امام حسین(ع)
5- زبیر (تاریخ طبری، جلد 2، صفحه 443)
6- طلحه (همان مدرک)
7- ثابت بن قیس (شرح نهج البلاغه، جلد2، صفحه 50)
8- سعد بن ابیوقاص (همان مدرک)
9- مقداد (همان مدرک)
10- سلمان (کتاب سلیم، جلد 2 ، صفحه 580).
11- ابوذر (همان مدرک)
12- عباس بن عبدالمطلب (الامامة و السیاسة، جلد 1، صفحه 11)
13- اکثر بنی هاشم، ابن ابی الحدید یک مرتبه گفته جمهور هاشمیین و سادات داخل خانه بودند (شرح نهج البلاغه، جلد 6 ، صفحه 48) و یک مرتبه گفته مردمی از بنیهاشم داخل خانه بودند(شرح نهج البلاغه، جلد 2، صفحه 56).
به هرحال جای این سؤال باقی است که حکومتی که مشروعیتی نداشت و هنوز عده زیادی با آن بیعت نکرده بودند، چگونه حق داشت خانه وحی را به آتش کشد، انسانهای بیگناه بلکه معصوم را بکشد و عدهای را تهدید و مورد شکنجه و ضرب و شتم قرار دهد؟ و چگونه عدهای این گونه حکومتی را جانشین حکومت رسول خدا(ص) میدانند؟ امیرالمؤمنین علیهالسلام خلیفه و جانشین حکومت رسول خدا است که میگوید: اگر همه دنیا را به من بدهند در برابر آنکه به مورچهای ستم کنم هرگز نخواهم پذیرفت.

![]()
به گزارش "بوشهرنیوز" تحقیقات علمی برای یافتن دلیل این ویژگی های معجزه گون، بی نتیجه مانده است و تنها راه پاسخ به این سوال بزرگ، تفسیر غیبی و ماورائی آن و ارتباط این آب با صاحب باکرامت این مکان مقدس است . گویی این آب، قصد آن کرده که با عرضه خود به محضر علمدار کربلا، عطش لحظه های دل شکن غربتش را، آن هنگام که بر شریعه ی فرات، لب های خشک و عطشانش را به یاد سید و مولا و امامش، تشنه نگاه داشت، برطرف کند! و آیا این آب با چنین هدف گرانسنگی، جز پاکی و خلوص و شیرینی می تواند ویژگی هایی دیگری داشته باشد؟!
ویژگی های سرداب مقدس
بنای سرداب مقدس که مساحت آن برابر با مساحت حرم مطهر و رواق های موجود در آن است، مربوط به اواسط قرن هشتم هجری است و دارای دیوارهای ضخیم تر نسبت به دیوارهای موجود در حرم مقدس است و در طول تاریخ بارها بر ضخامت آن افزوده شده تا بتواند وزن بالای بنای فوقانی را تحمل نماید. این در حالی است که در فناوری های جدید برای تحمل بنای فوقانی، ضخامت دیوارهای بنای تحتانی می بایست تنها کمی ضخیم تر باشد. همین مسئله باعث شده راهروهای موجود در سرداب مطهر، به دلیل ضخامت بیش از اندازه ی دیوارهای موجود، تبدیل به راهروهای تنگ و کم عرض شود. با توجه به این مسئله، آستان مقدس حرم حضرت ابالفضل (ع) از سال 2008 میلادی، مقاوم سازی و بهینه سازی سرداب مقدس را در دستور کار خود قرار داده است.

تلاش خواهیم کرد این سرداب مطهر را پیش از توسعه آن توسط شرکت آب های معدنی عراق و تحت اشراف بخش امور مهندسی و فنی آستان قدس عباسی از تاریخ 2/1/2008 توصیف کنیم.
و همچنین تلاش خواهیم کرد صفات این سرداب را پس از طرح توسعه آن نیز بیان کنیم. طرحی که مدیریت آستان قدس عباسی در آن نسبت به حفظ طراحی معماری این سرداب علی رغم انجام عملیات شهری وسیع برای تقویت دیوارها و سقف آن تاکید داشته است.
ورود به سرداب
درب ورودی به سرداب مقدس از ناحیه شمال شرقی حرم باشکوه حضرت عباس (ع) و از دربی چوبی است. با ورود به این درب، به اتاقی می رسیم که دارای عرض 3.18 متری است و دارای عمق 2 متر است و تمامی آن با سنگ های مرمر سفید و آیینه کاری هایی نفیس، ضمن عملیات یاد شده در سال 2008 پوشانیده شده است. پس از ورود به اتاق، به درب دیگری می رسیم که از جنس طلاست و در سال 2007 جایگزین دربی از جنس نقره گردیده است.
پس از گذر از این دو درب، به دربی آهنی بر روی سطح زمین می رسیم. برای ورود به محوطه ی سرداب، از این درب با نردبانی که دارای 8 پله است، به سرداب منتقل می شویم.
این نردبان کاملا با مرمر پوشیده شده و به ابتدای راهرویی به طول چهار متر و به عرض 1.38 متر متصل می شود. این راهرو به راهرویی که زیر رواق های حرم مطهر حضرت عباس دور می زند، منتهی می شود همین راهرو منتهی به آخرین راهرویی است که آغاز سرداب حضرت عباس(ع) محسوب می شود.

راهروی زیر رواق های حرم حضرت عباس(ع)- که می توان نام رواق سفلی به آن داد- از یک طرف تنگ است و از طرف دیگر به اندازه ای گشاد است که قابل رؤیت نیست. عرض این راهرو 1.27متر یا 1.38متر است و دیوار رواق سفلی که به قبر نزدیک تر است، دارای ایوان هایی مسقف است که سقف آنها اندکی قوسی شکل می باشد. سقف راهروی رواق های سفلی به اندازه سقف ایوان های دیوار نزدیک به مقبره حضرت عباس(ع) قوسی شکل است.
![]()
در برخی از این ایوان ها، قبوری وجود دارد که همسطح زمین است. این ایوان ها در زمان های گذشته از طریق ایجاد دیوار ی روبروی آنها، ناپدید شده بودند. اما این دیوار اکنون برداشته شده و ایوان ها نمودار است.سپس دیوار زخیمی به جای آن ایجاد شد و در آنها سوراخ هایی برای تهویه آن ایوان ها قرار داده شد. عرض این راهرو اندکی و به میزان کمتر از ده سانتیمتر پس از پوشش آن با مرمرتنگ شده است. تمامی این اعمال در چارچوب طرح توسعه یادشده صورت گرفت.
![]()
تعداد آن ایوان ها 15 تا است که اضلاعی نابرابر دارند. دو تا از این ایوانها در راهروی شمالی و در شرق و غرب راهروی تهویه شمالی قرار گرفته است (راهروهای تهویه بعدا ذکر خواهد شد) سه تا در راهروی شرقی و در جنوب راهروی تهویه غربی، چهارتا در راهروی شرقی که دو تا از این چهارتا در شمال راهروی تهویه شرقی و دو تا در جنوب آن قرار دارند و چهار ایوان نیز در راهروی جنوبی واقع است که بین شرق و غرب به صورت مساوی تقسیم شده است.

زاویه شمال شرقی رواق پایینی، نقطه ورود به این رواق از صحن حضرت عباس (ع) است که از طریق راهرویی که با پله های ذکر شده وارد آن می شوند، انجام می گیرد. این زاویه نود درجه است در حالی که زوایای رواق های دیگر نسبت به راهروی اصلی اضلاعی با زاویه 45 درجه و طول های مختلفی دارند. طول دیوار زاویه نزدیکتر به صحن شریف در گوشه شمال غربی 3.33متر و طول آن در زاویه جنوب غربی 3.09 متر و در زاویه جنوب شرقی 3.35متر است. در هرکدام از گوشه های راهرویی که رواق های پایینی را تشکیل می دهند، راهرویی با زاویه نود درجه را نسبت به رواقی که از آن منشعب می شود، می بینیم که تا مسافت دوری امتداد یافته و به شکافی مشرف بر صحن شریف برای تهویه منتهی می شود. تمامی رواق ها به جز رواق جنوبی دارای این شکاف هستند.
عرض راهروی تهویه شمالی ، 1.71متر و طول آن 6.85 متر و عرض راهروی تهویه شرقی 1.60متر و طول آن 6.86متر و عر ض راهروی تهویه شرقی 1.60متر و طول آن 6.86متر و عرض راهروی تهویه غربی نیز 1.75متر و طول آن 6.90متر می باشد.

می توان از طریق این راهروی موجود در زیر رواق ها به راهروی دیگری که در تمامی جهات با آن همسان بوده و طول آن کمتر و به مقبره شریف نزدیکتر است، وارد شد. این راهرو زیر راهروی موجود در حرم فوقانی است که زائران در آن پیرامون ضریح مقدس طواف می کنند.بنابرانی می توان نام حرم اسفل یا حرم پایینی به آن داد. دیوارهاو کف این حرم در دهه نود قرن بیست با مرمر پوشیده شده و با پیچ هایی بر یک اسکلت آلومینیومی نصب شده بودند. و بر دیوار اصلی تثبیت شده و بین آن و بین مرمر، یک جای خالی کوچکی است که باعث تنگی ابعاد آن شده است که هم اکنون عرض آن 0.72متر است و احتمالا عرض این راهرو پیش از پوشاندن آن با مرمر، حدود یک متر بوده است و اکنون کف آن تا سقف با مرمر پوشیده شده و سقف های آن به صورت هم سطح با زوایای 45 درجه نسبت به دو طرف به نظر می رسد.
بعید نیست که سقف این راهرو قبل از پوشش آن همانند رواق های قبلی اندکی قوسی شکل بوده باشد. عملیات استحکام و توسعه به زودی بر راهروی حرم اسفل و راهروهای منتهی به آن نیز انجام خواهد شد امری که ایجاب می کند، این شبکه فلزی و مرمری که روی آن است برداشته شود.

از طریق سه راهرو می توان وارد راهروی حرم اسفل شد که دوتا از آنها در دو ضلع شرقی و غربی عمود بر راهروی رواق های پایینی است و راهروی سومی اندکی منحنی بر آن است که همان راهروی شمالی است و ارتفاع کف آن از ارتفاع کف راهروی حرم اسفل بیشتر از نیم متر است و ارتفاع ان از دو راهروی دیگر بلندتر است. ارتفاع این راهرو تا سقف آن کمتر از ارتفاع کف دو راهروی دیگر تا سقف آنها است و ارتفاع آن1.1)متر است که تنها می توان به صورت خم شونده در آن حرکت کرد.علاوه بر این برخلاف دو راهروی دیگر به خاطر پیچ در پیچ بودن، هرکسی نمی تواند وارد آن شود و شاید کودکی لاغر قادر به حرکت درآن باشد.

هرکدام از این راهروها روبروی گذرگاه تهویه قرار دارد که پیشتر ذکر شد. ویژگی راهروهای منتهی به راهروی رواق های پایینی این است که ابتدای آنها عریض است آنگاه تنگ می گردد ابتدای راهروی شمالی 0.5متر وعمق آن تقریبا 0.5متر است سپس تنگ شده و به همین شکل ادامه می یابد تا به عرض تقریبا 0.35متر می رسد. عرض راهروی غربی 0.42متر و طول آن 7.42م است عرض این راهرو در ابتدا 0.64متر است و سپس 0.28متر تنگ می شود تا اینکه به میزان ذکر شده می رسد. اما عرض راهروی شرقی هم اکنون 0.52متر و طول آن 7.28متر است عرض آن در ابتدا1.55متر بود سپس پس از مسافتی به میزان 1.45متر تنگ شده و به میزان مذکور می رسد.

ارتفاع سقف این راهروها اندکی از راهروی رواق های پایینی کمتر و از راهروی حرم اسفل بیشتر است و تقریبا به دو برابر ارتفاع سابق آن پیش از طرح توسعه می رسد. بنابراین کسی که وارد این سرداب می شود، در سه سطح حرکت می کند، اول سطح بلند، سپس کوتاه تر و در نهایت سطح کوتاهتر پیش از طرح توسعه مذکور.

سقف سرداب، کف حرم فوقانی و رواق های آن محسوب می شود؛ این سقف در راهروی تمامی رواق ها در یک سطح می باشد غیر از سقف راهروی تهویه شرقی که تقریبا 15 سانتی مترکوتاهتر از بقیه بخش های سقف راهرو رواق های پایینی است. که شاید دلیل آن اضافه شدن لایه های بتنی به آن در زمان تعمیر باشد که باعث کوتاه تر شدن آن شده است. سقف راهروی رواق ها و راهروهای تهویه قوسی شکل و تقریبا همانند قوس سقف ایوان های موجود در دیوار رواق های نزدیک به قبر شریف است.
دیوارهای اصلی داخلی سرداب (غیر از دیوارهای جدید در طرح توسعه و تعمیرات سابق) با آجرهای فرشی قدیمی ساخته شده که در بین لایه های آن، آهک، گچ و یا گل رسی که به دوران های سابق بازمی گردد، قرار گرفته شده است. در دوران ترمیم سابق دیوارهایی که از عرض کنونی راهرو (قبل از طرح توسعه) تنگتر است، به این سرداب اضافه شده است وبه نظر می رسد که نمای برخی دیوارها اخیرا با آجر و سیمان بازسازی شده است و یا شاید هم نمای قدیم این دیوارها را به هدف تقویت آنها پوشیده باشند.
از جمله دیوارهایی که نما و ظاهرشان پوشیده شده است، دیوار اطراف راهروی رواق هایی است که از مقبره حضرت عباس(ع)دورتر هستند. که زیرساخت آن باقی مانده و در طرح توسعه حرم، نمای پوسیده دیوار های سرداب تا عمق 24 سانتی متر و 48 ساتی متر غیر از ستون شمال شرقی رواق سفلی و نزدیکتر به قبر برداشته شد. از این ستون به دلیل پوسیدگی، 60 سانتی متر و بیشتر برداشته شد و با دیوار جدیدی از آجر سوراخ دار و به همان ضخامت دیوار برداشته شده، جایگزین شد و پس از چندی با یک دیوار بتنی عوض شد که جلوی آن با شبکه ای از آهن پوشیده شد و ضخامت این دیوار 10 ساتنتی متر است که اخیرا با مواد عایقی روکش شده است.

آنگاه با روکشی از آهن پوشش داده شد و با مرمر نوع اونیکس سفید رنگ پوشیده شد. سقف های سرداب نیز به همین شکل شدند و در طرح توسعه یاد شده، در فاصله بین سقفها و لایه ی عایقی(که جلوی آن حاوی یک شبکه آهنی است) با بتون پوشیده شد.
هنگامی که از راهروهای ورودی سه گانه فوق الذکر وارد حرم پایینی می شویم، با چهار دهلیز روبرو می شویم که از آن منشعب می شود و در دیوار برعکس دیوار ساختمانی که قبر شریف در آن قرار دارد، واقع شده است. دو تا از این دهلیزها در جنوب و دارای عمق 1.74متر هستند عرض دهلیز نزدیکتر به قبر شریف یک متر و دومی 1.02متر و حد فاصل بین آن دو 1.58متر است اما راهروی سوم در سمت شمال و روبروی راهروی دوم است که عرض آن 0.95متر و عمق آن 1.72م بوده و در کنار آن است. روبروی راهروی اول، راهروی چهارم با عرض 0.95م است که عمق آن از دیگر راهروها کمتر است و ویژگی متمایز آن نسبت به دیگر راهروها این است که محل خروج راهروی شمالی ضریح است که برای رسیدن به راهروی رواق های پایینی از آن می گذرند.
مقبره شریف حضرت ابوالفضل در مرکز فضای مستطیلی شکلی واقع است که راهروی حرم اسفل آن را احاطه کرده است. ابعاد این فضای مستطیلی شکل 5.5م در شمال و جنوب و 4.90م در شرق و غرب است. یک راهروی بسیار کوتاه با عرض 0.60متر از راهروی حرم اسفل بویژه در شرق آن به سمت مرکز مستطیلی شکل باز می شود. این راهرو در سمت راست فردی قرار می گیرد که از راهروی شرقی منتهی به راهروی رواق های پایینی حرکت می کند.
همانطوری که پیشتر ذکر کردیم، دیوار این راهرو با مرمر پوشیده شده است. و عبارت است از 3 پله بالا رونده نسبتا بلند و پله چهارمی که ارتفاع آن از سه تای دیگر کوتاه تر است. این پله به یک شکاف کوچک مستطیلی شکلی منتهی می شود که به سختی یک انسان لاغر می تواند وارد آن شود. این شکاف نیز در دیواری است که با مرمرپوشیده شده و به یک فضای کم ارتفاعی منتهی می شود که نمی توان حتی خم شونده در آن ایستاد و تنها می توان در آن خزید. و لوستری کوچ و طلااندود از سقف آن آوریزان شده است. سقف این فضا، زمین شباک قبر شریف و کف آن، سقف اتاقی پایین آن است که شامل قبر شریف است و در آن پنجره ی شیشه ای و دربی با ابعاد بیست در چهل سانتیمتر است که می توان از لابلای آن، درون اتاق مقدس را دید اتاقی که مقبره شریف حضرت عباس در وسط آن قرار دارد یعنی اینکه این شباک در سقف این اتاق قرار دارد. مساحت این فضا، حدود (3)م2 ارزیابی می شود اما این اتاق حدود (9)م2 تخمین زده شده است.
![]()
در دیوارهای این اتاق، شکاف هایی وجود دارد که به نظر می رسد برای تهویه به کار رفته است. زیرا به راهروی حرم اسفل منتهی می شود و از طریق آنهاآب داخل حرم می شود و زمانی که سطح آب بالا می آید، سطح قبر شرف را لمس می کند. این شکاف ها به شرح زیر تقسیم می شوند:
سه شکاف در جلوی پله سوم منتهی به فضای یاد شده وجود دارد که دو تا از آنها با ارتفاع تقریبا بیست سانتی متر در مجاور یکدیگر قرار دارند و عرض آنها تقریبا 10 سانتی متر است. سومین شکاف نیز زیر این دو و تقریبا در وسط آندو قرار دارند و ارتفاع آن تقریبا 17 سانتی متر و عرض آن 10 سانتی متر است.
شیارهایی مجاور هم که در سمت راست درون راهروی شرقی منتهی به راهروی حرم اسفل قرار دارند که کوچکتر از شیارهای قبلی بوده و تقریبا به شمکل مربع و با ابعاد ده سانتی متر در ده سانتیمتر می باشد.
سه شیار( دو تا بالا و سه تا زیر آن دو و تقریبا وسط ) در سمت چپ داخل راهروی شرقی منتهی به راهروی حرم اسفل واقع است که همان مشخصات دو شیار قبلی را دارا است.
سقف این اتاق مقدس گنبدی شکل و به اصطلاح معماران پخ شده است و مرکز آن حدود 1.4 متر از قبر شریف بلندتر است و در مرکز کف اتاق قبر شریف واقع است که به نظر می رسد اندکی از اطرافش بلندتر است و تاکنون نتوانسته ایم دلیل این بلندی و مقدار آن را به خاطر مشکل دید تشخیص دهیم و کف پیرامون قبر با کاشی کربلایی سنگفرش شده است.
.
اکنون پس از سفر به سرداب قبر ابوالفضل العباس علیه السلام به سخن در باره راز آب آن می پردازیم و به اندازه ای که در درکمان بگنجد، از آن سخن می گوییم:
خداوند خصوصیت ها و نعمت هایی را به اولیای خاص خود اختصاص داده که دیگر بندگانش از آن محروم هستند زیرا آنها در بندگی و قربت به وی خلوص نیت از خود نشان دادند.
از جمله اولیای مقرب و از جله بندگان صالح خداوند متعال، مولا و سرورمان حضرت ابوالفضل العباس (علیه اسلام) است. و این به خاطر اصل و نسب هاشمی و ادب علوی و علم الهی است که در خانه پدرش امام علی(ع) براساس آن پرورش یافت . علاوه برآن اخلاص، بندگی و وفاداری به امام حسین(ع) و امام حسن(ع) سرور جوانان اهل بهشت می باشد.
بنابراین می بینیم که خداوند به این دوست وفادار انواع و اقسام نعمت ها را از هر طرف ارزانی داشته و علاوه بر اینکه او را در خانه ی امام علی (ع) قرار داده، به او در بین مسلمانان از بیش از سیزده قرن و نیم ماندگاری عطا کرده است به طوری که ضرب المثل اخلاص و اطاعت از یک طرف و مورد ارج خدوانددر دنیا و آخرت از طرف دیگر شده است.
![]()
از جمله نعمت ها و راز هایی عجیبی که خداوند به حضرت ابوالفضل العباس ارزانی داشته، همان آب مبارک و گوارایی است که پیرامون مقبره شریف او قرار داشته و در سرداب این مقبره جریان می یابد.
همگان می پرسند راز وجود این آب مبارک در چنین مکانی چیست و چرا چنین آبی در دیگر اماکن وجود ندارد؟.
وجود چنین آب مبارکی در این مکان هیچ جای تعجبی ندارد زیرا این آب با مرقد شریفی در تماس است که پیکر مطهر نفس زکیه حضرت ابوالفضل العباس در آن قرار دارد و همین موضوع باعث پاکیزگی این آب و و عدم تغییر طعم آن شده و باعث شده است تا خدواند شفای عاجل را در آن قرار دهد. که بارها پس از سقوط صدام با این موضوع روبرو شده ایم .
امر تعجب برانگیز این است که اگر تنهاچند متر از حرم مطهر خارج شده و به یکی از سرداب های ساختمان های مجاور برویم، که تنها چند متر از این سرداب فاصله دارد، در آن با آبی روبرو می شویم که بدرنگ و بدبو بوده و با جلبک و خزه پوشیده شده و بوی بدی که معمولا ازآب های راکد پخش می شود، از آن بلند می شود. و حتی رنگ این آب نیز متغیر است.
اگر این را نیز بیفزاییم که شهر کربای معلی به دلیل کوتاهی های نظام های سابق بویژه نظام دیکتاتوری سرنگون شده صدام، بر دریاچه ای از آب های زیر زمینی مختلط به زهکشی های شبکه تصفیه آب های سبک و سنگین فرسایش یافته شناور است و اینکه زمین آن نیز بر نفوذ سریع این آبها به درون زمین کمک می کند، درک خواهیم کرد که نوعی راز الهی وحود دارد که مانع از جریان یافتن آن آب ها به آب های این سرداب زیرزمینی و عدم مختلط شدن با آن از طریق لایه های خاک شکننده وجود دارد در حالی که زمین این صحن، پایینتر از سطح شهر کربلا و سرداب نیز پایینتر از صحن قرار دارد.

یکی از فضلای حوزه علمیه نجف اشرف درباره راز آب سرداب قبر حضرت ابوالفضل العباس می گوید:
این آب برای کسی که پس از ورود به مکان آن در موردش تامل کرده، خالی از کرامات نیست و تجربه کرامات آن را در زمینه شفای بیماران ثابت کرده است. اگر این امور اسراری داشته باشد، تنها از طریق آثار ارجمند ائمه اطهار(ع) می توان به کنه آن پی برد. گویا وجود این آب به رابطه گرم بین حضرت عباس(ع) و این آب در واقعه طف اشاره دارد. شاید مشیت الهی قبر شریف را با این آب مبارک متمایز کرده است.
منبع:بوشهر نیوز