زندگی  حاج شیخ ابول و اولاد آن مرحوم بنیانگذار قدیمیترین مسجد مسیله

مرحوم شیخ ابولقاسم ابن زایر احمد شاه اصالتا کردوانی واز طایفه رئیس های کردوان می باشند رئیس های کردوان سلسله  انساب  خویش به حسن ابن احمد  ابن فارس ابن شهوان می رسانند واز این طریق با طایفه حاجیانی فامیل می شوند همسر حاج شیخ ابولقاسم که در روستا های مسیله جات به حاج شیخ ابول مشهور است از سادات گلدانو بود این سادات در محلی بنام گلدانو که در نزدیک  روستای درویشی از توابع دهستان تسوج زندگی می کردند ولی به علت اختلافی که با خان شنبه پیش آمد از آنجا مهاجرت کرده ودر روستای زار عبدی ساکن شدند ولی به سادات گلدانو  شهره هستند همه ی فرزندان حاج شیخ ابول حتی نوه اش مرحوم حاج میرزا جواد نمازی رحمت الله علیه متولد 1276 هجری شمسی ومتوفی1351/6/7هجری شمسی ومدفون در قبرستان وادی الاسلام شهر مقدس قم متولد روستای مسیله ی کوسه ای می باشند . هر دو فرزند حاج شیخ ابول روحانی بودند ولی از مرتبه ی علمی ایشان اطلاعات دقیقی در دست نیست مرحوم میرزا باقر که به فتوای علمای نجف در قیام مردم جنوب به رهبری رئیس علی دلواری با جمعی از بزرگان مسیله وگزدراز مانند مرحوم عبدالله محسین متوفی رمضان 1331هجری قمری (پدر محمد عبدی متخلص به محزون دشتی)ومحسین زایر حسین جمال حاجیانی درگذشته در ماه ذیحجه 1332 هجری قمری و زایر محد ابن حاج فخرو وفرزندش زایر حسین اهل مسیله فخری و حیدر زار احمد شاه وعبدالعلی رئیس علی کردوانی و...  شرکت  کرد ند به علت داشتن تفنگ پنج تیر فلیس به میرزا باقر فلیس مشهور گردید.مرحوم حجه الاسلام سید محمد حسین نبوی درکتاب مجموعه مقالات رئیس علی دلواری(قیام جنوب وجنگ جهانی اول)که توسط جمعی از اعضاءهیئت علمی کنگره تالیف گردیده  است مقاله ای بنام نقش روحانیون در قیام ضد استعماری مردم جنوب ایران نگاشته که در این مقاله در باره میرزا باقر وهمراهانش مطالبی آورده اما بخاطر اطاله کلام از بیان آن معذورم و توصیه به مطالعه کتاب فوق الذکرمی نمایم.تنها پسر  میرزا باقر بنام مرحوم حاج میرزا جواد نماز ی که بعد ها ساکن باغ چاه شیرین روستای گزدراز شد در عمر با برکتش منشا امورات خیر بود تا اینکه در هفتم شهریور سال هزار سیصد پنجاه ویک از این جهان فانی به عالم جاودانی پر کشید.فرزند دیگر حاج شیخ ابول بنام میرزا محمد برای مدت زیادی ساکن  شهرنجف اشرف  و در این شهربه تحصیل وتحقیق در علوم اسلامی مشغول بود میرزا محمد پسری داشت  طلبه وملبس به لباس روحانیت  ولی در هنگام برگشت از نجف در روستای کردوان بیمار ودر همین روستا در گذاشت میرزا محمد از فوت فرزندش بی خبر بود ودر مراسمی یکی از روحانیون کردوان بر بالای منبر خبر فوت فرزند شیخ به اطلاعش رساند میرزا محمد از اوتاد وزهاد روزگار خویش بودمر حوم  پدرم از مرحوم مشهدی غلامحسن شاعری(مشهدی غلامحسن ابن خواجه حافظ) روایت می کرد یک روز میرزا محمد از من خواست تا با هم  به جایی رویم برای رفتن به آن محل می بایست از رودخانه مند  گذشت هنگامی که به کنار رودخانه رسیدیم رود خانه به علت بارندگی در بالا دست حالت طغیانی پیدا کرده بود( به اصطلا ح محلی بی پی شده بود)میرزا محمد از من خواست دقیقا پشت سر ایشان حرکت نمایم تا از رودخانه بگذریم چیزی که باعث تعجب من شد دید  م میرزا محمد روی آب راه می رود هنگامی از رودخانه گذشتیم من آنچه دیده بود م از میرزا محمد سوال کردم ولی میرزا بجای پاسخ تاکید کرد آنچه دیده ای تا من زنده ام نزد کسی بیان نکن «والله اعلم» میرزا محمد چهار فرزند دختر داشت که همه به ازدواج روحانیون در آمد ند نخست  مابیگم خانم که همسر برادر زاده اش یعنی حاج میرزا جواد نمازی شد واز اودو دختر بنام حبیبه وانسیه داشت دوم زایر خورشید که با حاج شیخ عبدالله  ملا علی  زایر قنبر حاجیانی مسیله ای بود ولی  بعدا ساکن  شهر خورموج شد ازدواج کرد فرزندان حاج شیخ عبدالله وزایره خورشید  عبارتند از عبدالحمید مشهور به بهپورٍ،انیسه،رفعت وماه عالم.به دنبال واقعه ای که در گزدراز افتاد ومنجر به قتل همسر برادرش  میرزا باقر شد روستای گزدراز  را ترک و در گنخک روسا ساکن شد  ولی در این روستا نیز روزگار بر وفق مراد  شیخ نبود از قضا دیوانه ای  مسلح  قصد کشتن شیخ  داشت وسابه به سایه او را تعقیب می نمودشیخ ناچارا از گنخک به بندر بوشهر رفت ودر این شهر ساکن شد.در این شهر شیخ دفتر ثبت وازدواج ایجاد کرد ودخترش بنام سکینه خانم به ازدواج سید محمد ابراهیم حجت فرزند یکی از روحانیون صاحب نام شهر بنام سید محمد تقی حجت در آورد که فرزندان سید محمد ابراهیم وسکینه  بنامهای محمد طا ها ومحمد یاسین واشرف سادات واکرم السادات و...می باشند که  بعضی در شهر بوشهر و بعضی ساکن امریکا می باشند.آقای شیخ محمد حسین مجاهد برازجانی از شیخ های ماحوزی  از مجاهدین برازجانی شرکت کننده در قیام مردم جنوب علیه روبای پیر استعمار  ویکی از تاسیس کنندگان مدرسه سعادت مطفری به محمد حسین سعادت نیز مشهور است بعد از فوت همسر اولش (خواهر علی دشتی) از امینه خانم آخرین دختر شیخ که به زبان عربی مسلط بود و از لحاظ سواد در دوره خود سر آمد زنان آن سامان بود ودر غیاب شیخ مسئول دفترش بود خواستگاری کرد امینه با وجود خواستگاران فراوان از عیان واشراف شهر به محمد حسین پاسخ مثبت داد وبه عقد وازدواج آقای سعادت در آمد که حاصل این ازدواج دختری بنام طاهره یا صالحه بود که بعدا عروس خاندان محلاتی شد پسر همین طاهره خانم بنام دکتر محمد جعفر محلاتی در سالهای 62-61سفیر جمهوری اسلامی ایران درسازمان ملل متحد بود واکنون در یکی از دانشگاهای معتبر امریکا تدریس می کند.حاج شیخ ابول علاوه بر فرزندان پسر دخترانی نیزداشته که فرزندان آنها از رجال سر شناس زمان خود بودند اول خدیجه (خیجه)،خدیجه به عقد وازدواج پسر عمویش بنام رئیس علی ابن زایر عبدالله ابن زایر احمد شاه در آمدوحاصل این ازدواج فرزندان رشیدی بنام رئیس احمد ورئیس عبدالله قحطان وخواهران آنها بنام نباتی وخیری وسکینه می باشند  نبات همسر رئیس درویش آبن رئیس مظفر کردوانی شد وخیری با مظفر ابن زایر محمد علی فایز ازدواج کرد وسکینه نیز همسر محمد حسن حسین محسین وبعد از فوت محسن به عقد زایر محمد ابن حسین محسین در آمدکه فرزندانش بنام حسین ابن محمد حسن(مرحوم حسین زارعی)وغلامحسن(مرحوم غلامحسن زارعی )ابن زایر محمد ابن حسین ابن محسین وخواهرانش بنام فاطمه ونباتی  مباشند که فرزندان آنها در شهر کاکی وبرازجان وشیراز زندگی می کنند.دختر دوم حاج شیخ ابول به عقد سیدی اهل روستای زایر عبدی در آمد که به احتمال زیاد پسر دایی اش بوده واز مشهور ترین فرزندانش می توان از سید محمد وسید محمود نام برد.سید محمود یکی از جانبازان جنگ مردم جنوب ایران علیه استعمار انگلیس بودودر این جنگ یکی از گوش هایش  هدف  تیر واقع گردید و کنده شد .عده ای ازسادات گلستانی دشتی  از نسل سید محمد وسید محمود هستند.دختر سوم حاج شیخ ابول بنام فاطمه خانم  به عقد رئیس احمد ابن زایر صالح از روسای گنخک جنوبی در آمد که معروف تر ین فرزند ش علی ملا احمد بود که بازماند گانش با فامیلی قحطان ،نیکوکار ،رخشنده و سپه رو ساکن کاکی ،گنخک ودیر می باشند .حاج شیخ ابولقاسم علاوه بر فرزندان صالح کارهای نیک دیگری نیز انجام دادندکه بعد از گذشت حدود دو قرن در خاطر مردم دشتی ماندگار ماند از جمله ی این  کار ها احداث احداث مسجد در روستایی مسیله کوسه ای بود که اثار آن تا قبل از سیل شصت پنج درکنار خرابه های احشام کهنه یا احشام عبدالحسین زار حسین نمایان بود این مسجد با عرض هفت ونیم گز (تقریبا چها ر متر)وطولش نیز حدود دو برابر عرض که با مصالح بنایی آن زمان ، خشت وگل وتنه وگرز نخل ساخته شده بود وجود تکه های چهری (نوعی گچ که سنگ آن در دامنه کوههای کاکی وشیخیان استخراج می کردند وبعد از پختن وتبدیل کردن به پودر در عملیات بنایی وساخت تاپو ی خرما استفاده می شد)در جای خرابه ی مسجد به احتمال زیاد محراب مسجد وشاید هلال درگاهها از چهری ساخته بود.مسجد دارای حصار و  وضو خانه نیز  بوده زمین محل احداث مسجد در ملک  مرحوم حاج شیخ ابول وقسمتی نیزدر ملک حیدر زایر فخرو  حاجیانی(پدر مرحوم محمد حیدری )قرار داشت  ومحل تدریس ملا علی ابن زایر قنبر وفرزند ارشدش بنام آخوند ملا تقی در این مسجد  بود. اخیر شخصی تصمیم دارد مسجد باز سازی نماید در سمت غرب مسجد قبرستان روستا قرار داشت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آخوند ملا تقی

آخوند ملا تقی با یک برادر بنام محمد که در دوران جوانی از دنیا رفت و دو خواهر بنامهای رقیه وفاطمه از همسر اول ملا علی ابن زایر قنبر حاجیانی وبانو سکینه بنت زار فخرو ابن زایر محمد حسین فخرو از طایفه فخری های مسیله می باشند از تاریخ ولادت ایشان هیچ اطلاعی نیست .نظر به این که مرحوم ملا علی ابن زایر قنبر در مسیله حوزه درس وبحث داشتند بر اساس این قرائن اولین معلم تربیتیش پدر بوده با فراهم شدن شرایط تشرف به نجف اشرف به آن ارض مقدس شرفیاب شدندواز محضر اساتید حوزه نجف در آن زمان استفاده نمودندبر اساس روایت از گذشتگان این خطه الخصوص مرحوم ایت الله حاج شیخ جواد غروی دشتی برادر زاده ی  آن مرحوم اخوند ملا تقی از شاگردان  مرحوم ایت الله اخوند خراسانی بودند واز ایشان گواهی اجتهاد داشته است با مضمون خیلی عالی و با اهمیت.ازتاریخ تشرف ایشان به نجف کسی اطلاع ندارد اما یکبار بعد از گذارندن مراحلی از تحصیل به علت فوت همسرش مرحومه نبات بنت حسین ابن حاج محمد ابن عبدو پور محمودی که بسیار متاثر بودند وبنا به فرمودهُ مرحوم ایت الله آخوند خراسانی به این مضمون«خواهر زن داری؟» اخوند پاسخ می دهد آری:می گوید برو با خواهر زنت ازدواج کن!او به ایران وبه زادگاهش مسیله بر می گردد وبا دختر دیگر حسین ابن حاج محمد عبدو پور محمودی بنام صفیه ازدواج می کند که حاصل این ازدواج پسر ودختری بنام علی وسکینه بود.

حسب ظاهر در همین مدت در مسیله کوسه ای می ماند وحوزه علمیه را که پدرش دایر نموده بود احیا می نمایدو طلبه هایی تربیت می نماید بنا به تعریف مرحومه زایره کیمیا بنت محسین ابن زایر حسین جمال حاجیانی وهمسر مرحوم حاج حسین جمالی نژاد که برای حضرت ایت الله حاج شیخ عباس حاجیانی(نوه آخوند)نقل کردند:کودک بودم ولی کمی تمیز وتشخیص می دادم مادرم مرا بغل گرفته بودمردی متوسط القامه را دیدم که با قبا وعبا وعمامه به سمت مغرب می رفت از مادرم پرسیدم این کیست ؟گفت اخوند ملا تقی .گفتم کجا می رود ؟گفت به مسجد می رود تا به طلبه ها درس بدهد.مرحوم آخوند از لحاظ معیشت و زندگی در تنگنا بوده است واز را ه نماز   و روزه استیجاری امرار معاش می کرده است .

مرحوم آخوند ملا تقی از طریق انجام عبادات به نحو اجاره وطرق دیگردر روستای برمصاد ومغدان (محدو)و روستای فقیه حسنان زمین و باغ داشته که بعد از فوتشان توسط اشخاصی غصب شد ویا توسط برادر ش به بهانه قیم وسرپرست فرزندانش فروخته شد.

آخوند بعد از چند سال که مقدار آن معلوم نیست دو باره عازم نجف اشرف می گردد اما در کشتی بیمار می شوند ودر اثر همین بیماری وفات می یابددر این سفر برادرش مرحوم زایر محمد حسن ابن ملا علی زایر قنبر ومرحوم مشهدی حسن کمال از طایفه کودرنگی ها که خواهر آخوند همسر پسرش بود او را همراهی می کردننددر آن زمان کشتی بانان اگر کسی در کشتیشان از دنیا می رفت از ترس متلاشی شدن ویا انتقال ویروس به دیگر سر نشینان جسدش به دریا می انداختند البته در صورت متلاشی شدن میت حکم شرعیش نیز همین است.همراهان آخوند فوت او به ناخدا وملوانان اعلام نمی کنندونوبت به نوبت سر او روی زانو گذاشته وبا بادبزن به او باد می زنند ودر جواب احوال پرسی ملوانان می گویند رو به بهبود است.سهمیه غذای آخوند نیز می گیرند تا کسی متوجه جریان نشود معروف است بعد از هفت روز از فوت آخوند کشتی به بصره می رسد در حالی که جسد آخوند سالم بود هنگامی که جنازه از کشتی خارج می کنند نا خدا وجاشوا از فوت آخوند با خبر می شوند از بصره جنازه را به بغداد منتقل نموده ودر قبرستان شهر کاظمین دفن می نمایند سرانجام زندگی این عالم وارسته با تمام فراز ونشیب هایش به پایان می رسد.

 

منبع:کتاب نوادر جلد  2

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زندگانی مرحوم شیخ ابولقاسم دشتی

در آواخر قرن سیزدهم ونیمه اول فر ن چهاردهم هجری یک شخصیت بزرگ ،عالم،فرزانه،محقق،مدقق،متقی وبا ورع در شهر نجف اشرف زندگی می کردودر همان مکان مقدس دیده از جهان فرو بست ولی ناشناخته ماند واین حسرت در دل خویشان او ماند که بعد از مهاجرت به نجف وپیمودن مراتب کمال ومراحل علمی او را ندیدند واز خرمن معلوماتش خوشه ای نچیدند واو را نشناختند وبه جایگاه دینی وعلمی ودرجه ی رفیع او در تقوی ودانش پی نبردند.

تنها از این وآن از علما ودانشمندان می شنیدند که شیخ ابوالقاسم دشتی مردی است با ورع وبا فضیلت وباسواد و طبق متداول آن روزگار ملا ومجتهد.نویسنده که با او اهل یک استان وهر دو از استان بوشهر هستیم ودر صدد بر آمدم از زندگانی پر بار ومفید آن بزرگوار اطلاعاتی به دست آورم،متاسفانه دیر به این فکر افتادم از معاصرین او کمتر پرسیدم اما این مقدار هم غنیمت است شاید تا حدودی او را معرفی نمایم واز او یادی نموده باشم.

سخنان چند نفر ازعلمای دشتی در وصف شیخ ابوالقاسم دشتی:

الف -مرحوم ایت الله العظمی حاج میرزا احمد دشتی نجفی«ر»

مرحوم شیخ ابولقاسم دشتی با آقای حاج میرزا احمد دشتی نجفی رابطه ی صمیمی وبا صفایی داشتند برای این جهت که هر دو  در یک مدرسه حجره داشتنددر مدر سه صدر واقع در بازار بزرگ نجف اشرف.مرحوم دشتی در بیشتردر دوران سکونت در نجف مجرد  بودند.ازدواجی صورت گرفت .حاصل این ازدواج فرزندی بنام محمد صالح فخری بودکه با حقیر(نوبیسنده کتاب نوادر)رفاقت داشت اما در سنین جوانی در حادثه ای درخارج از کشور کشته شد.

هر دو مرحوم در یک مدرسه بودندوبا هم آمد ورفت داشتند.مر حوم ایت الله دشتی نجفی با مرحوم شیخ ابوالقاسم عنایتی داشتند .گاهی  اورا به منزل دعوت می کردند واز او پذیرایی می کرد.مرحوم دشتی املاکی داشت که اختیار تام تصرف  در آن به مرحوم ایت الله نجفی داده بود.این جهات وجهاتی دیگر موجب بود تا رابطه ی این دو مرحوم صمیمی وبا صفا و صداقت باشد.آقای نجفی دشتی از مراتب علمی وکمال شیخ ابولقاسم اطلاع داشت.هر وقت از او نام برده  می شد ویا از او یادی می شد با عبارتی که نشان از عظمت وبزرگی داشت وبا احترام از ایشان یا د می کرد مانند اعلی الله مقامهویا قدس سره و...

روزی خدمت آقای دشتی نجفی بودم غیر از من و او کسی دیگر نبود فرصت را غنیمت شمردم از علم یک نفر سوال کردم،که آیا اهل استنباط واجتهاد بود یا نه؟فرمودند استنباط واجتهاد کار مشکل ودشواری است پرسیدم مرحوم شیخ ابوالقاسم چطور؟گفت:اعلی الله مقامه!او اظهار وجود نمی کردوهرگز ادعا نکردولی در حقیقت اهل استنباط واجتهاد بودوعده ای از فضلاءکه در مدرسه صدر حجره داشتند در مشکلات علمی وفهم بعضی از عبارات مشکل کتاب های درسی به او مراجعه می کردند.بدون معطلی جواب می دادوعبارت را حل وفصل می کرد از مرحوم دشتی پرسیدم تآلیف یا نوشته ای داشت؟جواب داد:با بعضی از علمای آل بحر العلوم مباحثه ومذاکره ی علمی داشت اگر تآلیفی هم داشته باشد نزد آنهاست ومن اطلاعی ندارم.

ب-حضرت ایت الله حاج سید محمد رجایی مدظله:

سید محمددر مدرسه صدر اتاق داشت.ازایشان خواهش کردم اطلاعاتی از مرحوم شیخ ابولقاسم در اختیارم بگذارد اظهار داشت اطلاعی از او ندارم زیرا با او ارتباطی نداشتم.آن مرحوم با افراد چندان ارتباط نداشت.در مدرسه صدر اتاق داشت وبه درس وبحث وعبادت مشغول بود.کمتر سخن می گفت آقای رجایی افزود مدتها مجرد بود وقتی ازدواج کرداول شب به منزل میرفت بعد دیر وقت به مدرسه بر می گشت.تابستان طلاب در حیاط مدرسه می خوابیدند.مرحوم شیخ ابوالقاسم که شب دیر به مدرسه بر می گشت برای اینکه مزاحم طلاب نشود کلید مدرسه همراه داشت .در راباز کرده وهمان جا کفش را از پا در آورده وبا پای برهنه آهسته وآرام میآمد وبه اتاق خود میرفت تا مزاحم خواب دیگران نشود.

ج-حجه الاسلام والمسلمین شیخ علی بحرینی کردوانی:

با او معاشرتی نداشتم فقط یک بار اورا از نزدیک ملاقات کردم یک نفر از دشتی که جنازه می آورد به من پیغام داد برای دفن بعضی از جنازه ها حاضر شوم،رفتم .مرحوم شیخ ابوالقاسم آنجا بود.جنازه هایی  از دشتی بود که گفته بودندباید شیخ ابوالقاسم موقعی دفن آنجا باشد.به او سلام کردم.شخصی بود خوش اخلاق وبا وقار ومتین.کم سخن می گفت اگر کسی از او چیزی می پرسید جواب می داد.من شخصا از فضل ومقام علمی او اطلاعی ندارم ولی از دو نفر از بزرگان شنیده ام:

اول -مرحوم ایت الله شیخ مجتبی لنکرانی از اساتید بزرگ حوزه ی علمیه نجف می گفت:مشکلات علمی وعبارات غامض وسخت کتاب های درسی را خدمت مرحوم شیخ ابولقاسم می بردیم او با بیانی رسا وشیوا همه را بدون درنگ حل می کرد.مطالبی را که او حل وفصل میکردکار هر کسی نبود.این اعتراف وشهادت از شخصی مانند ایت الله لنکرانی پرده از عظمت و فضل مرحوم شیخ ابولقاسم دشتی بر می داردومی توان با این گواهی به مقام علمی وفضل او پی برد.

دوم-مرحوم ایت الله شیخ محمد محمودی کردوانی می گفت:مرحوم شیخ ابولقاسم دشتی نه تنهااز فقه بهره مند بود بلکه در علم ادبیات عرب نیز مسلط بود.عبارات واشعارمغلق در کتاب مجمع البیان را به آسانی برای ما توضیح می دادوحل وفصل می کرد.سر انجام مرحوم دشتی در نجف اشرف دیده از جهان فرو بست.

د- آقای شیخ احمد کاظمی سلمه الله:

مرحوم شیخ ابوالقاسم چند بار مریض شدوبه دستور مرحوم ایت الله حاج میرزا احمد دشتی نجفی اورا به بیمارستان«الفرات الاوسط» واقع در شهر کوفه بردم تا معالجه شودولی سر انجام در منزل مرحوم ایت الله حاج میرزا احمد وفات یافت ودر وادی السلام دفن گردید.رحمه الله علیه!سال وفات او حدود 1340 یا 1341 شمسی است.

ه-آیت الله سید احمد رکنی بردخونی:

شخصا با او ارتباطی نداشتم واز معلومات وفضل وی بی اطلاعم ولی در میان اهل علم معروف به فضل بود وگفته می شد در علم کلام وفلسفه وارد است.

نسب ونیاکان وخویشان شیخ ابوالقاسم:

شیخ ابوالقاسم ابن ملا مراد ابن محمد ابن مراد...

اصالتا اهل مغدان ودر همان جا نیزمتولد گردیده است .از طایفه وقبیله «کوه درنگی ها» می باشد با مشهدی حسن کمال نسبت نزدیک دارند.اولاد مشهدی حسن کمال در کاکی ونواحی دیگر با فامیل های محمدی،زارعی،مختاری، گنخکی ،غلامی ،کمالی وهزیمتیانپور  زندگی می کنندونیز با طایفه عبدالله صفری های ساکن گنخک نیز نسبت دارند ،گویا عمو زاده هستند.مادر مرحوم شیخ ابوالقاسم از اهالی مسیله ی فخری است.نامش کیمیا فرزند مظفر که بازماندگان اودر کاکی و ریگدان ساکن هستند.مرحوم کدخدا علی دهقان(علی منو حسین عبدی)از اهالی مسیله فخری خواهر زاده ی مرحوم شیخ ابوالقاسم است. نام خواهر شیخ ابوالقاسم خدیجه بوده است.

 

منبع:کتاب نوادر جلد دو

 

 

 

 

 

 

 

 

.

سروده آقای احمد عبدی در رثای مادرم زایره کنیز زارعی

چنان بادغم بر دل ما وزید            که گویا خزان پیش از او می دوید

شبی سرد وتاریک شد تجربه           که هجری به هجران ما شد مزید

خلاصه زاجداد نیکو نهاد                  چو عنقا ز بام فلک پر کشید

به عصر دوشنبه چنین ثلمه ای          نود بود وشش سال شمسی رسید

گذشت هفت روز چو از فرودین            که بشنید زآن سوی عالم نوید

بسا داشت قرآن وذکر دعا                 تو گویی ملَک در بشر شد پدید

از او"راضی"آموخت درس ادب                که در مکتبش صوت قرآن شنید

در ساعت چهار عصر روز دوشنبه96/1/7هجری شمسی برابر با بیست هشت ماه جمادی الثانی سال 1438 هجری قمری روح مرحومه مغفوره حاجیه کنیز بنت عبدالحسین زارعی(مادرم)از عالم خاکی به سوی سرای باقی پرواز نمود وما اهل خانه که سالها ی سال با قراعت قرآن از دمیدن فجر تا طلوع افتاب اشنا بودیم از این صوت الهی محروم کرد ایشان آخرین سلاله از خاندان علی ابن محسین ابن زایر اسماعیل ابن محمد ابن عبدالعلی حاجیانی بودند که بعد از تحمل سالها غم واندو به گذشتگانش پیوست .امیدوار م از خدا وند همه کار های خیر انجام شده توسط آن مرحومه اعم از آموزش قرآن و.. بعنوان ذخیره آخرت  قرار داده ودرآن جهان همنشین بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرای (س)گرداند

عاشورای امسال شمسی وقمری ندارد

 عاشورای امسال شمسی و قمری ندارد! 

انطباق دقیق رویدادهای تقویم هجری قمری و شمسی کار سختی است؛ اما با استفاده از نرم‌افزارهای رویت هلال مشخص می‌شود که عاشورای 61 هجری قمری در روز سه‌شنبه 20 مهر یا چهارشنبه 21 مهر اتفاق افتاده است.

ادامه نوشته

حسینیه اعظم کاکی

 

 

  به استناد  سخن  مرحوم حاج غلامحسن مرادی(حاج غلامحسن ابن زار احمد ابن حسین حاجی) از معمرین  و از ساکنین اصلی شهرکاکی که چند سال پیش از این دنیای فانی رخت به سرای جاودانی کشیدند  عمر حسینیه اعظم کاکی بیش از یک صد پنجاه سال است و بنای اولیه حسینیه از گرد وپیش  نخل (کپر)بوده

  

 

ادامه نوشته

عید شما مبارک

              با رسیدن ماه رمضان به روز های آخرمردم روستای ما به تکاپو می افتادند لباس نو برای خود واهل خانواده تهیه می کردند زنان روستا به فکر تهیه شیرینی جهت پذیرای از مهمانان می افتاد ند معمولا پذیرایی با نان زردکه عبارت بود از یک نوع نان شیرین  که توسط زنان روستا پخته می شد ومواد تشکیل دهنده ی آن آرد گندم شیره یا آب خرما (خرما را در آب خیسانده  سپس کاملا پنجه می زدند تا دانه ها ی خرما در آب حل شود آنگاه  از صافی می گذارند تا آب از تفاله جدا شودبا آب آن خمیر  می کردند) وادویه های معطر مانند رازیانه وزردچوبه که بعنوان 
  
 
ادامه نوشته

مردن این خواجه نه کاریست خرد(یادی از ذاکر  ابا عبدالله )

درصبح گاه جمعه مورخه 29/8/94 هجری شمسی برابر با 8 ماه صفر المظفر 1437 هجری قمری مردی از جهان فانی به سرای جاودانی پر کشید که بیش از شصت سال ذاکر وخدمتکار حضرت سید الشهدا بودند . 

ادامه مطلب:

ادامه نوشته

jتصاویر کارگاه بافت خانه کعبه

همه ساله روز نهم ذی الحجه و در حالیکه زائران خانه خدا در صحرای عرفات حضور دارند، پرده جدید کعبه طی مراسمی بر بنای مقدس خانه خدا نصب می شود.این پرده از جنس حریر طبیعی خالص و به رنگ مشکی، منقش به آیات قرآن کریم است که با خط زیبا، با نخ های طلا و نقره بافته شده است.پرده قبلی به روسا و سران کشورهای اسلامی اهدا می شود.
ادامه مطلب
ادامه نوشته

وقايع مهم مذهبي تاريخ


هابیل و قابیل : 3900 سال قبل از میلاد

طوفان نوح(ع) : 2043 سال قبل از میلاد

بعثت حضرت ابراهیم(ع) : 2085 سال قبل از میلاد

تولد حضرت اسماعیل(ع) : 2005 سال قبل از میلاد

تولد حضرت یوسف(ع) : 1887 سال قبل از میلاد

قیام حضرت موسی(ع) : 1652سال قبل از میلاد

ظهور برهما در هند : 1300 سال قبل از میلاد

قتل عام یهودیان : 1127 سال قبل از میلاد

تشکیل سلسله اسرائیل : 1006 سال قبل از میلاد



دوباره مي سازيمت  مسيله


مسحد  روستای مسیله عبدی در حال مرمت  و بازساری+ تصاویر

پس از ۲۷ سال از طغیان رود خانه مند و سیل بزرگ سال ۱۳۶۵  هجری شمسی  با همت جمعی از جوانان وخیرین ، مسجد روستای مسیله عبدی در حال بازسازی ومرمت  برای اجرای روضه خوانی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) از شب نهم محرم می شود.

ادامه نوشته

چهر هاي سر شناس در لباس احرام

 

چهر ه هاي سياسي ومذهبي در لباس احرام

منبع:سايت تابناك

ادامه مطلب

ادامه نوشته

تصاویر/ محل دفن انبیا بنی اسرائیل وحضرت ابراهیم

 ارامگاه حضرت ابراهیم درشهر الخلیل (هبرون )واقع در فلسطین اشغالی

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

آخوند ملا فتح الله ابن زایر مظفر حاجیانی مسیله ای(خواجه)

آخواند ملا فتح الله ابن زایر مظفر ابن خواجه احمد ابن خواجه ناصر ابن خواجه فتحعلی ابن جواجه حافظ                  

                                                     بقیه در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه نوشته

نرک خوردن دیوار  مسجد کوفه در شب صربت خوردن  امام علی (ع)

از علائم آخرالزمان؛

ترک‌ خوردن دیوار مسجد کوفه در شب ضربت‌ علي (ع)

"فراس الکويتي" ضمن تأييد خبر ترک خوردن ديوار مسجد کوفه در شب ضربت خوردن حضرت علي عليه السلام، در اين باره گفت: اکنون در حال بررسي بيشتر اين موضوع هستيم.
به گزارش صفحه عربي شيعه آنلاين، اخبار رسيده از شهر کوفه در نزديکي نجف أشرف حاکي از آن است که همزمان با سالروز ضربت‌ خوردن مولاي متقيان، حضرت امیرالمؤمنین علي عليه السلام، بخشی از دیوار مسجد کوفه ترک خورد.

گفتني است بر اساس روايت هاي موجود، ترک خوردن ديوار مسجد کوفه همزمان با سالروز ضربت خوردن حضرت علي عليه السلام،‌ از نشانه‌های آخرالزمان و ظهور حضرت وليعصر أرواحنا فداه به شمار مي رود.

در همين راستا در روايتي که توسط شیخ مفید نقل شده آمده که امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: «إذا هدم حائط مسجد الکوفة ممَّا یلی دار عبد الله بن مسعود فعند ذلک زال ملک القوم وعند زواله خروج القائم علیه السلام» ترجمه: چون دیوار مسجد کوفه در قسمت خانه عبدالله بن مسعود ویران شود، در آن هنگام حکومت قوم به فرجام می‌رسد و قائم علیه السلام ظهور می‌نماید.

در همين حال خبرنگار صفحه عربي شيعه آنلاين با "فراس الکويتي" مسئول بخش اطلاع رساني مسجد کوفه تماس گرفته تا جزئيات و درستي يا نادرستي اين موضوع را جويا شود.

"فراس الکويتي" ضمن تأييد خبر ترک خوردن ديوار مسجد کوفه در شب ضربت خوردن حضرت علي عليه السلام، در اين باره گفت: اکنون در حال بررسي بيشتر اين موضوع هستيم.

ایت الله حاج میرزا احمد دشتی نجفی (گنخکی)


بقیه را در ادامه مطلب مشاهده کنید....
ادامه نوشته

كشف نام خليج فارس در حديثي از پيامبر  اسلام (ص)

يك جوان ايراني سندي در  اثبات حقانيت  نام خليج فارس                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                               در ادامه مطلب را مطالعه فرمائيد.

ادامه نوشته

اسامي مهاجمان به بيت وحي (خانه مقدس حضرت فاطمه زهرا (س) وساكنين آن خانه

 .
 خانه امیرالمؤمنین(ع) و فاطمه زهرا(س) تنها خانه‌ای بود که یک درب به داخل مسجد النبی(ص) و یک درب به بیرون داشت.(و سدّ الابواب الّا بابه)

این خانه چند بار مورد تعدّی و حرمت‌شکنی قرار گرفت، عبدالملک مروان این خانه را تخریب کرد (مناقب ابن شهر آشوب، جلد 2، صفحه 211) و در موقع اخذ بیعت برای خلافت خلیفه اول و برای تثبیت موقعیت او این خانه مورد هجوم واقع شده و به آتش کشیده شد.

مسعودی در «اثبات الوصیة» صفحه 123 گوید: فهجموا علیه و اُحرقوا بابه.

* مشهور بودن آتش زدن خانه فاطمه(س) و استناد عبدالله‌بن زیبر به آن

آتش زده شدن خانه حضرت فاطمه(س) چنان معروف و مشهور بوده که وقتی عبدالله بن زبیر بر شهر مکه مسلط شد، اعلام کرد: هر کس با من بیعت نکند خانه او را آتش می‌زنم، آن گونه که خانه فاطمه را آتش زدند و سپس حسن بن محمد بن حنفیه که بیعت نکرده بود را دستگیر و زندانی کرد و خانه او را آتش زد و بنی‌هاشم را در شعب جمع کرده و می‌خواست آن‌ها را زنده زنده در آتش بسوزاند.(مروج الذهب، جلد 3، صفحه 77)

این هم یک نوعی آزادی و دموکراسی است که اول بر حکومت مسلط شوند و سپس شروع به بیعت گرفتن کرده و هر کس مخالف باشد، باید خانه او را آتش زده و اهل خانه نیز در آتش سوزانده شوند! در شهر مدینه تمام مردم انصار- که اکثریت شهر بودند- و بخش عمده‌ای از مهاجر طرفدار حضرت علی(ع) بودند، اینان که اکثریت را تشکیل می‌دادند مخالف بیعت با خلیفه اول بودند و چون حکومت آنان مشروعیت الهی نداشت سعی کردند مشروعیت مردمی را با تهدید و تطمیع دست و پا کنند.

کسی که بعداً خودش خلیفه شد به درب منزل حضرت علی(ع) آمد - در حالی‌که حضرت علی(ع)، حضرت فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) و طلحه و زبیر و عده‌ای از بزرگان قبایل مهاجر و انصار داخل منزل بودند و از بیعت خود داری می‌کردند- و گفت: یا برای بیعت با ابوبکر بیرون می‌آیید و یا آنکه خانه را با اهل آن به آتش می‌کشم، زبیر شمشیر خود را برهنه کرد و از منزل بیرون آمد ولی مهاجمان به خانه، او را سنگ باران کرده و سپس او را دستگیر کردند.(تاریخ طبری، جلد 2، صفحه 443).

و این گونه مخالفان را سرکوب کردند. آنان که طرفدار مشروعیت الهی و خواهان اجرای دستورات رسول خدا(ص) بودند مورد تهدید و آتش زده شدن خانه و فرزندان شدند و نوع جدیدی از دموکراسی پایه ریزی شد که امروزه نیز شبیه آن در کشور بحرین و عربستان مشاهده می شود.

* اسامی مهاجمان به خانه حضرت زهرا(س)

1- خلیفه اول، وی موقع مرگ خود از این تهاجم اظهار تأسف می‌کرد، بنابراین معلوم می‌شود به دستور او انجام شده است.(شرح نهج البلاغه ابن ابی‌الحدید، جلد 6، صفحه 51).

2- خلیفه دوم (تاریخ طبری، جلد 2، صفحه 433 و کنزالعمال جلد 5، صفحه 651).

3- اسید بن حضیر ( الامامة و السیاسه جلد 1، صفحه 11) نام وی را برخی اسید بن حصین گفته‌اند. (احقاق الحق، جلد 2، صفحه 370).

4- سلمة بن سلامة (شرح نهج البلاغه، جلد 6 ، صفحه 47)

5- ثابت بن قیس خزرجی (همان مدرک)

6- خالد بن ولید (همان مدرک).

7- محمد بن مسلمة (همان مدرک، صفحه 48).

8- بشیر بن سعد (احتجاج، جلد 1، صفحه 414 و اختصاص مفید، صفحه 185).

9- مغیرة بن شعبه (همان مدرک).

10- ابوعبیدة بن جراح (اختصاص مفید، صفحه 185)

11- سالم مولی ابی حذیفه (همان مدرک)

12- معاذ بن جبل (الوافی بالوفیات، جلد 6 صفحه 17. ملل و نحل، جلد 1 صفحه 5. الامامة و السیاسة، جلد 1 صفحه 12).

13- قنفذ (همان مدرک)

14- عثمان (اختصاص مفید، صفحات 184 و 187)

15- عبدالرحمن بن عوف (شرح نهج البلاغه، جلد 6، صفحه 68. البدایه و النهایه، جلد 5 ، صفحه 250. سیر اعلام النبلاء، صفحه 26)

16- زیاد بن لبید (شرح نهج البلاغه، جلد 6، صفحه 68)

17- معاویه بن ابی‌سفیان (وقعه صفین، صفحه 163)

18- عمروبن عاص (همان مدرک).

19- زید بن اسلم (احقاق الحق، جلد 2، صفحه 370).

اینان کسانی هستند که نام خود را بر پیشانی تاریخ به عنوان «مهاجمان و آتش زنندگان به خانه وحی» ثبت کردند.

و اما برخی از کسانی که داخل منزل بودند عبارتند از:

1- حضرت علی(ع)

2- حضرت فاطمه زهرا(س)

3- امام حسن(ع)

4- امام حسین(ع)

5- زبیر (تاریخ طبری، جلد 2، صفحه 443)

6- طلحه (همان مدرک)

7- ثابت بن قیس (شرح نهج البلاغه، جلد2، صفحه 50)

8- سعد بن ابی‌وقاص (همان مدرک)

9- مقداد (همان مدرک)

10- سلمان (کتاب سلیم، جلد 2 ، صفحه 580).

11- ابوذر (همان مدرک)

12- عباس بن عبدالمطلب (الامامة و السیاسة، جلد 1، صفحه 11)

13- اکثر بنی هاشم، ابن ابی الحدید یک مرتبه گفته جمهور هاشمیین و سادات داخل خانه بودند (شرح نهج البلاغه، جلد 6 ، صفحه 48) و یک مرتبه گفته مردمی از بنی‌هاشم داخل خانه بودند(شرح نهج البلاغه، جلد 2، صفحه 56).

به هرحال جای این سؤال باقی است که حکومتی که مشروعیتی نداشت و هنوز عده زیادی با آن بیعت نکرده بودند، چگونه حق داشت خانه وحی را به آتش کشد، انسان‌های بی‌گناه بلکه معصوم را بکشد و عده‌ای را تهدید و مورد شکنجه و ضرب و شتم قرار دهد؟ و چگونه عده‌ای این گونه حکومتی را جانشین حکومت رسول خدا(ص) می‌دانند؟ امیرالمؤمنین علیه‌السلام خلیفه و جانشین حکومت رسول خدا است که می‌گوید: اگر همه دنیا را به من بدهند در برابر آنکه به مورچه‌ای ستم کنم هرگز نخواهم پذیرفت.

منبع.بوشهرنيوز

البوم خاطرات شهيد صدر



                                            بقیه در ادامه ی مطلب....
ادامه نوشته

سردا ب حرم حضرب ابوالفضل (ع) و راز پاکیزگی  اب آ ن

http://shafaqna.com/photos/sardar/lr-15.jpg

به گزارش "بوشهرنیوز" تحقیقات علمی برای یافتن دلیل این ویژگی های معجزه گون، بی نتیجه مانده است و تنها راه پاسخ به این سوال بزرگ، تفسیر غیبی و ماورائی آن و ارتباط این آب با صاحب باکرامت این مکان مقدس است . گویی این آب، قصد آن کرده که با عرضه خود به محضر علمدار کربلا، عطش لحظه های دل شکن غربتش را، آن هنگام که بر شریعه ی فرات، لب های خشک و عطشانش را به یاد سید و مولا و امامش، تشنه نگاه داشت، برطرف کند! و آیا این آب با چنین هدف گرانسنگی، جز پاکی و خلوص و شیرینی می تواند ویژگی هایی دیگری داشته باشد؟!

 

ویژگی های سرداب مقدس

بنای سرداب مقدس که مساحت آن برابر با مساحت حرم مطهر و رواق های موجود در آن است، مربوط به اواسط قرن هشتم هجری است و دارای دیوارهای ضخیم تر نسبت به دیوارهای موجود در حرم مقدس است و در طول تاریخ بارها بر ضخامت آن افزوده شده تا بتواند وزن بالای بنای فوقانی را تحمل نماید. این در حالی است که در فناوری های جدید برای تحمل بنای فوقانی، ضخامت دیوارهای بنای تحتانی می بایست تنها کمی ضخیم تر باشد. همین مسئله باعث شده راهروهای موجود در سرداب مطهر، به دلیل ضخامت بیش از اندازه ی دیوارهای موجود، تبدیل به راهروهای تنگ و کم عرض شود. با توجه به این مسئله، آستان مقدس حرم حضرت ابالفضل (ع) از سال 2008 میلادی، مقاوم سازی و بهینه سازی سرداب مقدس را در دستور کار خود قرار داده است.

http://shafaqna.com/photos/sardar/lr-14-2.jpg

تلاش خواهیم کرد این سرداب مطهر را پیش از توسعه آن توسط شرکت آب های معدنی عراق و تحت اشراف بخش امور مهندسی و فنی آستان قدس عباسی از تاریخ 2/1/2008 توصیف کنیم.

و همچنین تلاش خواهیم کرد صفات این سرداب را پس از طرح توسعه آن نیز بیان کنیم. طرحی که مدیریت آستان قدس عباسی در آن نسبت به حفظ طراحی معماری این سرداب علی رغم انجام عملیات شهری وسیع برای تقویت دیوارها و سقف آن تاکید داشته است.

 

ورود به سرداب

درب ورودی به سرداب مقدس از ناحیه شمال شرقی حرم باشکوه حضرت عباس (ع) و از دربی چوبی است. با ورود به این درب، به اتاقی می رسیم که دارای عرض 3.18 متری است و دارای عمق 2 متر است و تمامی آن با سنگ های مرمر سفید و آیینه کاری هایی نفیس، ضمن عملیات یاد شده در سال 2008 پوشانیده شده است. پس از ورود به اتاق، به درب دیگری می رسیم که از جنس طلاست و در سال 2007 جایگزین دربی از جنس نقره گردیده است.

پس از گذر از این دو درب، به دربی آهنی بر روی سطح زمین می رسیم. برای ورود به محوطه ی سرداب، از این درب با نردبانی که دارای 8 پله است، به سرداب منتقل می شویم.

این نردبان کاملا با مرمر پوشیده شده و به ابتدای راهرویی به طول چهار متر و به عرض 1.38 متر متصل می شود. این راهرو به راهرویی که زیر رواق های حرم مطهر حضرت عباس دور می زند، منتهی می شود همین راهرو منتهی  به آخرین راهرویی است که آغاز سرداب حضرت عباس(ع) محسوب می شود.

http://shafaqna.com/photos/sardar/lr-4-2.jpg

راهروی زیر رواق های حرم حضرت عباس(ع)- که می توان نام رواق سفلی به آن داد- از یک طرف تنگ  است و از طرف دیگر به اندازه ای گشاد است که قابل رؤیت نیست. عرض این راهرو 1.27متر یا 1.38متر است و دیوار رواق سفلی که به قبر نزدیک تر است، دارای ایوان هایی مسقف است که سقف آنها اندکی قوسی شکل می باشد. سقف راهروی رواق های سفلی به اندازه سقف ایوان های دیوار نزدیک به مقبره حضرت عباس(ع) قوسی شکل است.

http://shafaqna.com/photos/sardar/lr-5-2.jpg

در برخی از این ایوان ها، قبوری وجود دارد که همسطح زمین است. این ایوان ها در زمان های گذشته از طریق  ایجاد دیوار ی روبروی آنها، ناپدید شده بودند. اما این دیوار اکنون برداشته شده و ایوان ها نمودار  است.سپس دیوار زخیمی به جای آن ایجاد شد و در آنها سوراخ هایی برای تهویه آن ایوان ها قرار داده شد. عرض این راهرو اندکی و به میزان کمتر از ده سانتیمتر پس از پوشش آن با مرمرتنگ شده است. تمامی این اعمال در چارچوب طرح توسعه یادشده صورت گرفت.

http://shafaqna.com/photos/sardar/lr-6-2.jpg

تعداد آن ایوان ها 15 تا است که اضلاعی نابرابر دارند. دو تا از این ایوانها  در راهروی شمالی و در شرق و غرب راهروی تهویه شمالی قرار گرفته است (راهروهای تهویه بعدا ذکر خواهد شد) سه تا در راهروی شرقی و در جنوب راهروی تهویه غربی، چهارتا در راهروی شرقی که دو تا از این چهارتا در شمال راهروی تهویه شرقی و دو تا در جنوب آن قرار دارند و چهار ایوان نیز در راهروی جنوبی واقع است که بین شرق و غرب به صورت مساوی تقسیم شده است.

http://shafaqna.com/photos/sardar/lr-7-2.jpg

زاویه شمال شرقی رواق پایینی، نقطه ورود به این رواق از صحن حضرت عباس (ع) است که از طریق راهرویی که با پله های ذکر شده وارد آن می شوند، انجام می گیرد. این زاویه نود درجه است در حالی که زوایای رواق های دیگر نسبت به راهروی اصلی اضلاعی با زاویه 45 درجه و طول های مختلفی دارند. طول دیوار زاویه نزدیکتر به صحن شریف در گوشه شمال غربی 3.33متر و طول آن در زاویه جنوب غربی 3.09 متر و در زاویه جنوب شرقی 3.35متر است. در هرکدام از گوشه های راهرویی که رواق های پایینی را تشکیل می دهند، راهرویی با زاویه نود درجه را نسبت به رواقی که از آن منشعب می شود، می بینیم که تا مسافت دوری امتداد یافته و به شکافی مشرف بر  صحن شریف برای تهویه منتهی می شود. تمامی رواق ها به جز رواق جنوبی دارای این شکاف هستند.

عرض راهروی تهویه شمالی ، 1.71متر و طول آن 6.85 متر و عرض راهروی تهویه شرقی 1.60متر و طول آن 6.86متر و عر ض راهروی تهویه شرقی 1.60متر و طول آن 6.86متر و عرض راهروی تهویه غربی نیز 1.75متر و طول آن 6.90متر می باشد.

http://shafaqna.com/photos/sardar/lr-10-2.jpg

می توان از طریق این راهروی موجود در زیر رواق ها به راهروی دیگری که در تمامی جهات با آن همسان بوده و طول آن کمتر و به مقبره شریف نزدیکتر است، وارد شد. این راهرو زیر راهروی موجود در حرم فوقانی است که زائران در آن پیرامون ضریح مقدس طواف می کنند.بنابرانی می توان نام حرم اسفل یا حرم پایینی به آن داد.  دیوارهاو کف این حرم در دهه نود قرن بیست با مرمر پوشیده شده و با پیچ هایی بر یک اسکلت آلومینیومی نصب شده بودند. و بر دیوار اصلی تثبیت شده و بین آن و بین مرمر، یک جای خالی کوچکی است که باعث تنگی ابعاد آن شده است که هم اکنون عرض آن 0.72متر است و احتمالا عرض این راهرو پیش از پوشاندن آن با مرمر، حدود یک متر بوده است و اکنون کف آن تا سقف با مرمر پوشیده شده و سقف های آن به صورت هم سطح با زوایای 45 درجه نسبت به دو طرف به نظر می رسد.

بعید نیست که سقف این راهرو قبل از پوشش آن همانند رواق های قبلی اندکی قوسی شکل بوده باشد. عملیات استحکام و توسعه به زودی بر راهروی حرم اسفل و راهروهای منتهی به آن نیز انجام خواهد شد امری که ایجاب می کند، این شبکه فلزی و مرمری که روی آن است برداشته شود.

http://shafaqna.com/photos/sardar/lr-9-2.jpg

از طریق سه راهرو می توان وارد راهروی حرم اسفل شد که دوتا از آنها در دو ضلع شرقی و غربی عمود بر راهروی رواق های پایینی است و راهروی سومی اندکی منحنی بر آن است که همان راهروی شمالی است و ارتفاع کف آن از ارتفاع کف راهروی حرم اسفل بیشتر از نیم متر است و ارتفاع ان از دو راهروی دیگر بلندتر است.  ارتفاع این راهرو تا سقف آن کمتر از ارتفاع کف دو راهروی دیگر تا سقف آنها است و ارتفاع آن1.1)متر است که تنها می توان  به صورت خم شونده در آن حرکت کرد.علاوه بر این برخلاف دو راهروی دیگر به خاطر پیچ در پیچ بودن، هرکسی نمی تواند وارد آن شود و شاید کودکی لاغر قادر به حرکت درآن باشد.

http://shafaqna.com/photos/sardar/lr-16.jpg

هرکدام از این راهروها روبروی گذرگاه تهویه قرار دارد  که پیشتر ذکر شد. ویژگی راهروهای منتهی به راهروی رواق های پایینی این است که ابتدای آنها عریض است آنگاه تنگ می گردد ابتدای راهروی شمالی 0.5متر وعمق آن تقریبا 0.5متر است سپس تنگ شده و به همین شکل ادامه می یابد تا به عرض تقریبا 0.35متر می رسد. عرض راهروی غربی 0.42متر و طول آن 7.42م است عرض این راهرو در ابتدا 0.64متر  است و سپس 0.28متر تنگ می شود تا اینکه به میزان ذکر شده می رسد. اما عرض راهروی شرقی هم اکنون 0.52متر و طول آن 7.28متر است عرض آن در ابتدا1.55متر بود سپس پس از مسافتی به میزان 1.45متر تنگ شده و به میزان مذکور می رسد.

http://shafaqna.com/photos/sardar/lr-35.jpg

ارتفاع سقف این راهروها اندکی از راهروی رواق های پایینی کمتر و از راهروی حرم اسفل بیشتر است و تقریبا به دو برابر ارتفاع سابق آن پیش از طرح توسعه می رسد. بنابراین کسی که وارد این سرداب می شود، در سه سطح حرکت می کند، اول سطح بلند، سپس کوتاه تر و در نهایت سطح کوتاهتر پیش از طرح توسعه مذکور.

http://shafaqna.com/photos/sardar/lr-15-2.jpg

سقف سرداب، کف حرم فوقانی و رواق های آن محسوب می شود؛ این سقف در راهروی تمامی رواق ها در یک سطح می باشد غیر از سقف راهروی تهویه شرقی که تقریبا 15 سانتی مترکوتاهتر از بقیه بخش های سقف راهرو رواق های پایینی است. که شاید دلیل آن اضافه شدن لایه های بتنی به آن در زمان تعمیر باشد که باعث کوتاه تر شدن آن شده است.  سقف راهروی رواق ها و راهروهای تهویه قوسی شکل و تقریبا همانند قوس سقف ایوان های موجود در دیوار رواق های نزدیک به قبر شریف است.

دیوارهای اصلی داخلی سرداب (غیر از دیوارهای جدید در طرح توسعه و تعمیرات سابق) با آجرهای فرشی قدیمی ساخته شده که در بین لایه های آن، آهک، گچ و یا گل رسی که به دوران های سابق بازمی گردد، قرار گرفته شده است. در دوران ترمیم سابق دیوارهایی که از عرض کنونی راهرو (قبل از طرح توسعه) تنگتر است، به این سرداب اضافه شده است وبه نظر می رسد که نمای برخی دیوارها اخیرا با آجر و سیمان بازسازی شده است و یا شاید هم نمای قدیم این دیوارها را به هدف تقویت آنها پوشیده باشند.

از جمله دیوارهایی که نما و ظاهرشان پوشیده شده است، دیوار اطراف راهروی رواق هایی است که از مقبره حضرت عباس(ع)دورتر هستند. که زیرساخت آن باقی مانده و در طرح توسعه حرم، نمای پوسیده دیوار های سرداب تا عمق 24 سانتی متر و 48 ساتی متر غیر از ستون شمال شرقی رواق سفلی و نزدیکتر به قبر برداشته شد. از این ستون به دلیل پوسیدگی، 60 سانتی متر و بیشتر برداشته شد و با دیوار جدیدی از آجر سوراخ دار و به همان ضخامت دیوار برداشته شده، جایگزین شد و پس از چندی با یک دیوار بتنی عوض شد که جلوی آن با شبکه ای از آهن پوشیده شد و ضخامت این دیوار 10 ساتنتی متر است که اخیرا با مواد عایقی روکش شده است.

http://shafaqna.com/photos/sardar/lr-13.jpg

آنگاه با روکشی از آهن پوشش داده شد و با مرمر نوع اونیکس سفید رنگ پوشیده شد. سقف های سرداب نیز به همین شکل شدند و در طرح توسعه یاد شده، در فاصله بین سقفها و لایه ی عایقی(که جلوی آن حاوی یک شبکه آهنی است) با بتون پوشیده شد.

هنگامی که از راهروهای ورودی سه گانه فوق الذکر وارد حرم پایینی می شویم، با چهار دهلیز روبرو می شویم که از آن منشعب می شود و در دیوار برعکس دیوار ساختمانی که قبر شریف در آن قرار دارد، واقع شده است. دو تا از این دهلیزها در جنوب و دارای عمق 1.74متر هستند عرض دهلیز نزدیکتر به قبر شریف یک متر و دومی 1.02متر و حد فاصل بین آن دو 1.58متر است اما راهروی سوم در سمت شمال و روبروی راهروی دوم است که عرض آن 0.95متر  و عمق آن 1.72م بوده و در کنار آن است. روبروی راهروی اول، راهروی چهارم با عرض  0.95م است که عمق آن از دیگر راهروها کمتر است و ویژگی متمایز آن نسبت به دیگر راهروها این است که محل خروج راهروی شمالی ضریح است که برای رسیدن به راهروی رواق های پایینی از آن می گذرند.

مقبره شریف حضرت ابوالفضل در مرکز فضای مستطیلی شکلی واقع است که راهروی حرم اسفل آن را احاطه کرده است.  ابعاد این فضای مستطیلی شکل 5.5م در شمال و جنوب و 4.90م در شرق و غرب است. یک راهروی بسیار کوتاه با عرض 0.60متر از راهروی حرم اسفل بویژه در شرق آن به سمت مرکز مستطیلی شکل باز می شود. این راهرو  در سمت راست فردی قرار می گیرد که از راهروی شرقی منتهی به راهروی رواق های پایینی حرکت می کند.

همانطوری که پیشتر ذکر کردیم، دیوار این راهرو با مرمر پوشیده شده است. و عبارت است از 3 پله بالا رونده نسبتا بلند و پله چهارمی که ارتفاع آن از سه تای دیگر کوتاه تر است. این پله به یک شکاف کوچک مستطیلی شکلی منتهی می شود که به سختی یک انسان لاغر می تواند وارد آن شود. این شکاف نیز در دیواری است که با مرمرپوشیده شده و به یک فضای کم ارتفاعی منتهی می شود که نمی توان حتی خم شونده در آن ایستاد و تنها می توان در آن خزید. و لوستری کوچ و طلااندود از سقف آن آوریزان شده است. سقف این فضا، زمین شباک قبر شریف و کف آن، سقف اتاقی پایین آن است که شامل قبر شریف است و در آن پنجره ی شیشه ای و دربی با ابعاد بیست در چهل  سانتیمتر است که می توان از لابلای آن، درون اتاق مقدس را دید اتاقی که مقبره شریف حضرت عباس در وسط آن قرار دارد یعنی اینکه این شباک در سقف این اتاق قرار دارد. مساحت این فضا، حدود (3)م2 ارزیابی می شود اما این اتاق حدود (9)م2 تخمین زده شده است.

http://shafaqna.com/photos/sardar/lr-23.jpg

در دیوارهای این اتاق، شکاف هایی وجود دارد که به نظر می رسد برای تهویه به کار رفته است. زیرا به راهروی حرم اسفل منتهی می شود و از طریق آنهاآب داخل حرم می شود و زمانی که سطح آب بالا می آید، سطح قبر شرف را لمس می کند.  این شکاف ها به شرح زیر تقسیم می شوند:

سه شکاف در جلوی پله سوم منتهی به فضای یاد شده وجود دارد که دو تا از آنها با ارتفاع تقریبا بیست سانتی متر در مجاور یکدیگر قرار دارند و عرض آنها تقریبا 10 سانتی متر است. سومین شکاف نیز زیر این دو و تقریبا در وسط آندو قرار دارند و ارتفاع آن تقریبا 17 سانتی متر و عرض آن 10 سانتی متر است.

شیارهایی مجاور هم که در سمت راست درون راهروی شرقی منتهی به راهروی حرم اسفل قرار دارند که کوچکتر از شیارهای قبلی بوده و تقریبا به شمکل مربع و با ابعاد ده سانتی متر در ده سانتیمتر می باشد.

سه شیار( دو تا بالا و سه تا زیر آن دو و تقریبا وسط ) در سمت چپ داخل راهروی شرقی منتهی به راهروی حرم اسفل واقع است که همان مشخصات دو شیار قبلی را دارا است.

سقف این اتاق مقدس گنبدی شکل و به اصطلاح معماران پخ شده است و مرکز آن حدود 1.4 متر از قبر شریف بلندتر است و در مرکز کف اتاق قبر شریف واقع است که به نظر می رسد اندکی از اطرافش بلندتر است و تاکنون نتوانسته ایم دلیل این بلندی و مقدار آن را به خاطر مشکل دید تشخیص دهیم و کف پیرامون قبر با کاشی کربلایی سنگفرش شده است.

.http://shafaqna.com/photos/sardar/lr-14.jpg

 

اکنون پس از سفر به سرداب قبر ابوالفضل العباس علیه السلام به سخن در باره راز آب آن می پردازیم و به اندازه ای که در درکمان بگنجد، از آن سخن می گوییم:

خداوند خصوصیت ها و نعمت هایی را به اولیای خاص خود  اختصاص داده که دیگر بندگانش از آن محروم هستند زیرا آنها در بندگی و قربت به وی خلوص نیت از خود نشان دادند.

از جمله اولیای مقرب و از جله بندگان صالح خداوند متعال، مولا و سرورمان حضرت ابوالفضل العباس (علیه اسلام) است. و این به خاطر اصل و نسب هاشمی و ادب علوی و علم الهی است که در خانه پدرش امام علی(ع) براساس آن پرورش یافت . علاوه برآن اخلاص، بندگی و وفاداری به امام حسین(ع) و امام حسن(ع) سرور جوانان اهل بهشت می باشد.

بنابراین می بینیم که خداوند به این دوست وفادار انواع و اقسام نعمت ها را از هر طرف ارزانی داشته و علاوه بر اینکه او را در خانه ی امام علی (ع) قرار داده، به او در بین مسلمانان از بیش از سیزده قرن و نیم ماندگاری عطا کرده است به طوری که ضرب المثل اخلاص و اطاعت از یک طرف و مورد ارج خدوانددر دنیا و آخرت از طرف دیگر شده است.

http://shafaqna.com/photos/sardar/lr-17.jpg

از جمله نعمت ها و راز هایی عجیبی که خداوند به حضرت ابوالفضل العباس ارزانی داشته، همان آب مبارک و گوارایی است که پیرامون مقبره شریف او قرار داشته و در سرداب این مقبره جریان می یابد.

همگان می پرسند راز وجود این آب مبارک در چنین مکانی چیست و چرا چنین آبی در دیگر اماکن وجود ندارد؟.

وجود چنین آب مبارکی در این مکان هیچ جای تعجبی ندارد زیرا این آب با مرقد شریفی در تماس است که پیکر مطهر نفس زکیه حضرت ابوالفضل العباس در آن قرار دارد و همین موضوع باعث پاکیزگی این آب و و عدم تغییر طعم آن شده و باعث شده است تا خدواند شفای عاجل را در آن قرار دهد. که بارها پس از سقوط صدام با این موضوع روبرو شده ایم .

امر تعجب برانگیز این است که اگر تنهاچند متر از حرم مطهر خارج شده و به یکی از سرداب های ساختمان های مجاور برویم، که تنها چند متر از این سرداب فاصله دارد، در آن با آبی روبرو می شویم که بدرنگ و بدبو بوده و با جلبک و خزه پوشیده شده و بوی بدی که معمولا ازآب های راکد پخش می شود، از آن بلند می شود. و حتی رنگ این آب نیز متغیر است.

اگر این را نیز بیفزاییم که شهر کربای معلی به دلیل کوتاهی های نظام های سابق بویژه نظام دیکتاتوری سرنگون شده صدام،  بر دریاچه ای از آب های زیر زمینی مختلط به زهکشی های شبکه تصفیه آب های سبک و سنگین فرسایش یافته شناور است و اینکه زمین آن نیز بر نفوذ سریع این آبها به درون زمین کمک می کند، درک خواهیم کرد که  نوعی راز الهی وحود دارد که مانع از جریان یافتن آن آب ها به آب های این سرداب زیرزمینی و عدم مختلط شدن با آن از طریق لایه های خاک شکننده وجود دارد در حالی که زمین این صحن، پایینتر از سطح شهر کربلا و  سرداب نیز پایینتر از صحن قرار دارد.

http://shafaqna.com/photos/sardar/lr-3-2.jpg

یکی از فضلای حوزه علمیه نجف اشرف درباره راز آب سرداب قبر حضرت ابوالفضل العباس می گوید:

این آب برای کسی که پس از ورود به مکان آن در موردش  تامل کرده، خالی از کرامات نیست و تجربه کرامات آن را در زمینه شفای بیماران ثابت کرده است. اگر این امور اسراری داشته باشد، تنها از طریق آثار ارجمند ائمه اطهار(ع) می توان به کنه آن پی برد. گویا وجود این آب به رابطه گرم بین حضرت عباس(ع) و این آب در واقعه طف اشاره دارد. شاید مشیت الهی قبر شریف را با این آب مبارک متمایز کرده است.

منبع:بوشهر نیوز

قفل وكليد وروپوش قبر مبارك امام حسين (ع) در دوره عثماني

امام زاده حسن و امام زاده جعفر – شیخیان باغ پیر

زبارتگاهی است بسیار معروف در شهرستان دشتی ، بخش کاکی ، دهستان کبگان ، محله باغ پیر از محلات شیخیان ، کناره غربی رود مند و بر روی طول جغرافیایی 51 درجه و 27 دقیقه و 28 متری از سطح دریا قرار گرفته است .
نسب مدفونان در بقعه
مطابق کتیبه وردی بنا و نیز شهرت محلی ، مدفونان در این بقعه ، امامزاده حسن و جعفر ، اولاد بلاواسطه حضرت موسی بن جعفر (ع) و برادران حضرت امام رضا
(ع) هستند ، البته این مطلب سند نداشته و از مصادیق « رب شهره لا اصل لها » است ، زیرا ارباب تاریخ و علمای انساب ، قبر حضرت حسن بن موسی (ع) را در مدینه و قبرستان بقیع نوشته اند ، و در مورد مدفن امامزاده جعفر بن موسی بن جعفر (ع) اگرچه سکوت اختیار کرده اند ، اما به سکونت ایشان در روستایی حوالی مکه معظمه به نام ( خوار ) اذعان نموده اند و تصریح نموده اند که ایشان به ایران نیامده است ، با وجود این احتمال دارد امامزاده حسن و جعفر از نوادگان امامزاده کاظم (ع) بوده و نسبشان با چند واسطه به نام امام همام برسد .
ورود به شیخیان و سرانجام کارشان
در مورد آمدن این بزرگوار به شیخیان و سرانجامشان چند قول نقل شده که همه را آورده سپس نظر خود را بیان می کنیم :
قول اول : در قدیم در حاشیه رودخانه مند – سکان قدیم – ناحیه ای آباد و وسیع با چند شهر و روستا به نام « صفا » یا « سبا » وجود داشته که مرکزش « محدو » و اکثر سکنه آن زرتشتی بوده اند . یکی از شهرهای مهم این ناحیه همین شیخیان فعلی بوده که در آن زمان بسیار آباد و دارای محلات ، باغات و چند رشته قنات بوده است . اسامی برخی از محله های آن مانند شهریاری ، شمشیری و ... هنوز بر سر زبانها باقی و بقایای آن شهر در پهنای وسیع بین رودخانه مند تا کوه مند هویداست .
امامزاده حسن ، جعفر و شاهزاده محمد برای هدایت مرده ناحیه صبا و از جمله شیخیان ، در قالب سپاهی از نیروهای عرب مسلمان از سمت جنوب وارد این ناحیه می شوند . این نیروها که ظاهراً تحت امر شاهزاده محمد بوده اند بعد از فتح مناطق مسیر راه سرانجام خود را به شیخیان می رسانند ، در جنوب شیخیان جایی که اکنون بقعه « آقای شهیدان » قرار دارد اولین درگیری بین آنها و ساکنان شهر رخ می دهد ، در این درگیری عده ای از هر دو طرف کشته و زخمی می شوند . نیروهای زرتشتی که توان مقابله با نیروهای مسلمان را در خود نمی دیدند به ناچار عقب نشینی کرده و در جایی که اکنون بقعه اولیا و انبیا قرار دارند مستقر می شوند ، دومین درگیری شدید در همین نقطه رخ می دهد و عده بسیاری که آثار قبور برخی از آنها تاکنون مانده کشته می شوند . بعد از این درگیری خونین ، نیروهای زرتشتی که عرصه را بر خود تنگ و کار خود را تمام شده می بینند با سرعت خود را به « قلعه تیر » که هنوز آثار دیوارهایش ، در بالای کوه و در مغربی بقعه شاهزاده محمد ، قابل دیدن است رسانده و در آن پناه می گیرند ، نیروهای مسلمان ، قلعه را محاصره کرده و بعد از نبردی نه چندان شدید آن را فتح می کنند . متاسفانه در این نبرد شاهزاده محمد بر اثر تیر دشمن شهید و در پایین قلعه مدفون می گردد . امامزاده جعفر نیز که به شدت زخمی شده بود به شیخیان منتقل و بعد از حدود سه هفته مداوا جان به جان آفرین تسلیم و در جایی که اکنون بارگاه اوست به خاک سپرده می شود .
اما امامزاده حسن ، بعد از فتح کامل شهر ، در محله ای که اکنون به باغ پیر معروف است سکونت اختیار نمود و به ارشاد و هدایت مردم مشغول شد تا اینکه حدود 25 سال بعد از شهادت برادرش امامزاده جعفر ، شورشی در ناحیه صبا یا سبا رخ داد ، حاکم وقت ناحیه به نام « ابواسحاق » و به قولی « محمد بن ابواسحاق » و به قولی دیگر « اسحاق بن حسین » عامل این شورش را امامزاده حسن می داند و فرمان قتلش را صادر می کند و در نتیجه این امامزاده والامقام به دست یکی از عمال وی شهید می شود و سپس توسط دوست دارانش در کنار برادرش جایی که اکنون گنبد و بارگاهشان مشهورست مدفون می گردد .
« العهده علی الراوی »
قول دوم : این دو امامزاده از جانب امام رضا (ع) و برای دعوت مردم این ناحیه به اسلام و مذهب شیعه به اینجا آمده و سرانجام به دست گروهی که بزرگشان « ابواسحاق » بوده به ضرب بیل شهید می گردند ، طبق این قول ، ابتدا امامزاده جعفر سپس امامزاده حسن شهید می شود و این حادثه بعد از سال 203 هجری قمری بوده است .
قول سوم : این دو امامزاده جزء کاروان احمد بن موسی (ع) معروف به « شاهچراغ » بوده اند ، افراد این کاروان که قصد رفتن به طوس داشتند ، بعد از گذشتن از مناطقی چون بصره ، اهواز و ارجان در حوالی شهرک « کشن » از توابع شیراز با لکشر قتلغ خان حاکم وقت فارس درگیر می شوند و با تمام شجاعتی که از خود نشان می دهند متاسفانه شکست خورده و هر کدام به ناحیه ای پناه می برند ، امامزاده حسن و برادرش جعفر راه جنوب در پیش گرفته و بعد از طی مسافتی چند خود را به شیخیان رسانده و در کنار باغ فردی به نام « ابواسحاق » به استراحت می پردازند ، چون صاحب باغ متوجه حضور این دو بزرگوار می شوند هر دو را در حالی که از شدت خستگی کنار جوی آب و زیر سایه درختی خوابیده بودند به ضرب بیل شهید می کند .
قول چهارم : امامزاده حسن و جعفر در سن جوانی و به خاطر اختناق شدید از مدینه به بصره مهاجرت و سپس از طریق کبگان وارد شیخیان شده و با خرید قطعه زمینی در حاشیه غربی رودخانه مند به کشاورزی و دامداری مشغول می شوند ، سپس بر اثر اختلافی که بین این دو امامزاده با ابواسحاق – حاکم وقت عباسی علی الظاهر به خاطر مساله زمین پیش می آید هر دو تن به ضرب بیل کشته می شوند .
قول پنجم : این دو امامزاده در قالب کاروانی از طریق « خور لاور ساحلی » وارد ایران می شوند تا امام رضا (ع) را در طوس زیارت کنند ، چون کاروانشان به حوالی شیخیان می رسد ، مورد حمله نیروهای ابواسحاق – حاکم وقت عباسی – قرار رگفته و در نتبجه هر دو شهید می شوند .
قول ششم : امامزاده حسن و جعفر در حالی که مریض بودند وارد ناحیه «صبا» یا سبا می شوند و در شیخیان که در آن روزگار شهری آباد از شهرهای آن ناحیه محسوب می شد به دست ابواسحاق شهید می گردند .
قول هفتم : از زبان آقای مختار جمالی ، فرزند نجف – مسیله ای اصل و ساکن کاکی – شنیدم که گفت : امامزاده حسن و جعفر و نیز شاهزاده محمد بعد از شهادت امام رضا (ع) وارد ایران می شوند و در شیخیان سکونت می کنند ، محمد پسر ابواسحاق از سرشناسان شهر تصمیم به قتلشان می گیرد و هنگامی که آن سه تن مشغول خوردن شام در منزل او بودند مورد حمله اتباعش قرار می گیرند . امامزاده حسن و جعفر در دم شهید و شاهزاده محمد از معرکه می گریزد و به کوههای غربی شیخیان پناه می برد و سرانجام بعد از زد و خوردی شدید ئر کنار قلعه تیر جایی که اکنون مدفن اوست شهید می شود .
قول هشتم : به نقل از آقای میرزا مهدی صدیقی – شیخیانی اصل و ساکن برازجان – امامزاده حسن و جعفر در زمان بنی عباس و برای رهایی از ظلم و ستم آن قوم به همراه تنی چند از دوستان که از نسل حبیب بن مظاهر اسدی بودند از کوفه وارد شیخیان می شوند و مدتی بعد در یک درگیری که بین ایشان و ساکنان « محله بواسحاقی » رخ می دهد هر دو شهید می گردند .
به نظر نگارنده قول اول بر دیگر اقوال رجحان دارد و احتمال اینکه صحیح باشد زیاد است ، زیرا مدارکی در دست است که نشان می دهد اواخر قرن چهارم و یا اویل قرن پنجم نیروهای عرب مسلمان برای مقابله با زرتشتیان گرمسیرات فارس فعال شده بود و به این منطقه لشکرکشی می کنند و بعد از جنگ های بسیار سراتنجام آنها را شکست داده و دین اسلام را دوباره رواج می دهند . برای کسی اطلاع بیشتر خوانندگان گرامی می توانند به کتاب « بیرم دارالولیاء لارستان » نوشته محمئ باقر وثوقی یا بقعه شاه اسماعیل کاکی در همین کتاب مراجعه نمایند .
بنای قدیمی قبلی که از خشت و گل بود ، پیش از سال 1308 خورشیدی به دست مرحوم حسین خان د شتی ، فرزند جمال خان گپ ، فرزند حسین خان گپ ، فرزند حاجی خان ، جهت تجدید بنا تخریب شد امام هنوز این اتاق تکمیل نشده بود که حسین خان در کوه خاک شرقی ، روستای محمدآباد ، در پاییز سال 1308 خورشیدی به صورت مشکوک فوت کرد . بعد از او همسرش بی بی شاه ، دختر حیدر خان دشتی و خواهر جمال خان ، امیر پنج آن را تکمیل کرد . اتاق مزبور از سنگ و گچ محلی است و دیوار ضخیم و بنای آن ، استاد عباس کازرونی بوده بنای امامزاده ازیک سالن مربع شکل که چهار حجره در جهار گوشه این سالن وجوذ داشت برای عبادت نسوان ویا چله نشینی زهاد طراحی شده بود. روی این سالن گنبدی با غلام گردشی کم ارتفاع قرار داشت .دو مناره به ارتفاع یک نیم متر روی دو طرف ضلع غربی بنا قرار داشت ورودی به حرم طوری طراحی شده بود که شخص زائر بعلت کم ارتفاع بودن درب ها(یک نیم متر) حتما تعظیم میکرد .این نوع معماری درساخت زور خانه ها مرسوم است ذرب ورودی در قسمت شرقی وغربی وشمال ساختمان باز میشد،قبر شیخ احمد خادم در در حیاط شرقی وکنار درب قرار داشت درواز ه امامزاده سمت شرق باز میشده به همین سبب زایر محمد حسین محسین از زهاد طایفه عبدیها وصیت نمود در دروازه دفن شود تا کسانی که وارد وخارح حرم امازاده میشوند برایش فاتحه بخوانند این اتاق نیز در سال 1378 خورشیدی تخریب و با کمک های مالی دو تن از خیرین مقیم شیخ نشین های خلیج فارس –حاج عبدالعلی بردستانی فرزند حسن فرزند محمد و مرحومه حاجیه خاتون عابدی – و نذورات مردمی توسط حاج حمزه زائری بنا گشت .
این بنا از مصالحی چون سنگ ، گچ و سیمان در ابعاد17×17 متر بنا شده است . هر چهار طرف آن در آلومینیومی دارد و در اصلی آن ، درون ایوانی نسبتاَ بزرگ ، در سمت غرب گشوده شده است . دیوارهای آن از داخل سفید کاری و از بیرون به جزء قسمت ایوان و ضلع شرقی پوشش سیمان دارد . جهت روشنایی و خنکی فضای درون از هر طرف پنجره ای دارد و کف اتاق مفروش به قالی و موکت است . بر بالای اتاق گنبدی غنچه ای و زیبا به ارتفاع 6 متر با چهار گلدسته به رنگ سبز استوار شده که جلوه ای خاص به گنبد و بقعه داده است .
قبر امامزاده حسن و جعفر در وسط اتاق و زیر گنبد قرار گرفته و فاصله بسیار کمی با هم دارند ، هر دوی آنها دارای ارتفاع 80 متر و ابعاد 50/1 ×60 سانتی متر هستند .
نمای هر دو قبر از سنگ مرمر است و ضریحی فلزی –اهدایی مرحومه حاجیه خاتون عابدی – روی هر دو نصب شده ، ضریح پیشین چوبی و اهدایی فردی به نام حاجی فرزند حسین فرزند عالی از طایفه بواسحاقی بود بر بالای ضریح و درون قابی چوبی یک دو بیتی از فایز دشتی به خط مرحوم محمد علی پسر زایر علی بردستانی دیده می شود ، دو بیتی این است :
عالم از فیض شما آباد شد خاک کفر از پرتو تیغ شما بر باد شد
حبذا این بارگاه جعفر موسی بود یا مگر قصر بهشتی در جهان ایجاد شد
حیاط آرامگاه امامزاده حسن و جعفر از سنگ و گچ ساخته شد و ابعاد آن 40 ×40 سانتی متر است که مدخل ورودی آن در جانب مغرب قرار دارد و در ضلع شمال غربی حیاط ، حسینیه ای است که از باقیات الصالحات مرحومه حاجیه خانم عابدی است .
کل زمین بقعه ده هزار متر مربع وسعت دارد که قسمتی از آن قبرستان عمومی است . درون این قبرستان افراد صاحب نام زیادی مدفون هستند که به نام چند تن از آنها که قبرشان پیداست اشاره می شود : شیخ عبدالرضا چاه حسین جمالی ، سید محمود گلستانه ، بی بی فضه همسر سید عبدالعلی و والده ماجده آقا حاج سید محمد حسینی ، سید عبدالعلی پسر سید نسیم ، سید عباس پسر سید خسرو ، ملا عبدالله درگویی ، پدر مرحوم حاج محمد حاجی زاده درگویی و کدخدا سردار رزمی ، کدخدای روستای چاهگاه .
این بقعه زیر نظر اداره اوقاف و امور خیریه اداره می شود و دارای امکاناتی چون : آب لوله کشی ، برق ، آشپزخانه و وسایل آشپزی ، زایر سرا و سرویس بهداشتی است . از خادمان قدیمی آن می توان به این افراد اشاره کرد : زبیر اسدی – شیخ امیر ، شیخ سراج ، شیخ منصور ، شیخ مسعود ، شیخ مهدی اول ، شیخ حسین ، شیخ عبدالرسول ، شیخ صالح ، شیخ مظفر و شیخ مهدی ثانی ( رحمه الله علیهم )
امامزاده حسن و جعفر نزد مردم دشتی و به ویژه شیخیان و اطرافش ، دارای احترام بسیار زیادی است ، اعتقد مردم این قسمت ، به این دو بزرگوار چنان است که قسم راستشان به روح این دو امامزاده است ؛ برای رفع مشکلات و برآورده شدن حاجات شرعیه خود به این دو امامزاده پناه می برند و از کراماتشان حکایات فراوان بر زبان دارند . در طول سال به خصوص پنج شنبه ها به زیارتشان می روند و برخی از برنامه های مذهبی خود را در کنار این دو امامزاده برگزار می کنند . اگرچه در طول سال ، این بقعه دارای زایر است اما در طول ایام زمستان و بهار و به خصوص تعطیلات نوروز ، زایر بیشتری دارند که از نقاط دور و نزدیک برای زیارت و سیاحت به این مکان مقدس می آیند