آخوند ملا تقی با یک برادر بنام محمد که در دوران جوانی از دنیا رفت و دو خواهر بنامهای رقیه وفاطمه از همسر اول ملا علی ابن زایر قنبر حاجیانی وبانو سکینه بنت زار فخرو ابن زایر محمد حسین فخرو از طایفه فخری های مسیله می باشند از تاریخ ولادت ایشان هیچ اطلاعی نیست .نظر به این که مرحوم ملا علی ابن زایر قنبر در مسیله حوزه درس وبحث داشتند بر اساس این قرائن اولین معلم تربیتیش پدر بوده با فراهم شدن شرایط تشرف به نجف اشرف به آن ارض مقدس شرفیاب شدندواز محضر اساتید حوزه نجف در آن زمان استفاده نمودندبر اساس روایت از گذشتگان این خطه الخصوص مرحوم ایت الله حاج شیخ جواد غروی دشتی برادر زاده ی  آن مرحوم اخوند ملا تقی از شاگردان  مرحوم ایت الله اخوند خراسانی بودند واز ایشان گواهی اجتهاد داشته است با مضمون خیلی عالی و با اهمیت.ازتاریخ تشرف ایشان به نجف کسی اطلاع ندارد اما یکبار بعد از گذارندن مراحلی از تحصیل به علت فوت همسرش مرحومه نبات بنت حسین ابن حاج محمد ابن عبدو پور محمودی که بسیار متاثر بودند وبنا به فرمودهُ مرحوم ایت الله آخوند خراسانی به این مضمون«خواهر زن داری؟» اخوند پاسخ می دهد آری:می گوید برو با خواهر زنت ازدواج کن!او به ایران وبه زادگاهش مسیله بر می گردد وبا دختر دیگر حسین ابن حاج محمد عبدو پور محمودی بنام صفیه ازدواج می کند که حاصل این ازدواج پسر ودختری بنام علی وسکینه بود.

حسب ظاهر در همین مدت در مسیله کوسه ای می ماند وحوزه علمیه را که پدرش دایر نموده بود احیا می نمایدو طلبه هایی تربیت می نماید بنا به تعریف مرحومه زایره کیمیا بنت محسین ابن زایر حسین جمال حاجیانی وهمسر مرحوم حاج حسین جمالی نژاد که برای حضرت ایت الله حاج شیخ عباس حاجیانی(نوه آخوند)نقل کردند:کودک بودم ولی کمی تمیز وتشخیص می دادم مادرم مرا بغل گرفته بودمردی متوسط القامه را دیدم که با قبا وعبا وعمامه به سمت مغرب می رفت از مادرم پرسیدم این کیست ؟گفت اخوند ملا تقی .گفتم کجا می رود ؟گفت به مسجد می رود تا به طلبه ها درس بدهد.مرحوم آخوند از لحاظ معیشت و زندگی در تنگنا بوده است واز را ه نماز   و روزه استیجاری امرار معاش می کرده است .

مرحوم آخوند ملا تقی از طریق انجام عبادات به نحو اجاره وطرق دیگردر روستای برمصاد ومغدان (محدو)و روستای فقیه حسنان زمین و باغ داشته که بعد از فوتشان توسط اشخاصی غصب شد ویا توسط برادر ش به بهانه قیم وسرپرست فرزندانش فروخته شد.

آخوند بعد از چند سال که مقدار آن معلوم نیست دو باره عازم نجف اشرف می گردد اما در کشتی بیمار می شوند ودر اثر همین بیماری وفات می یابددر این سفر برادرش مرحوم زایر محمد حسن ابن ملا علی زایر قنبر ومرحوم مشهدی حسن کمال از طایفه کودرنگی ها که خواهر آخوند همسر پسرش بود او را همراهی می کردننددر آن زمان کشتی بانان اگر کسی در کشتیشان از دنیا می رفت از ترس متلاشی شدن ویا انتقال ویروس به دیگر سر نشینان جسدش به دریا می انداختند البته در صورت متلاشی شدن میت حکم شرعیش نیز همین است.همراهان آخوند فوت او به ناخدا وملوانان اعلام نمی کنندونوبت به نوبت سر او روی زانو گذاشته وبا بادبزن به او باد می زنند ودر جواب احوال پرسی ملوانان می گویند رو به بهبود است.سهمیه غذای آخوند نیز می گیرند تا کسی متوجه جریان نشود معروف است بعد از هفت روز از فوت آخوند کشتی به بصره می رسد در حالی که جسد آخوند سالم بود هنگامی که جنازه از کشتی خارج می کنند نا خدا وجاشوا از فوت آخوند با خبر می شوند از بصره جنازه را به بغداد منتقل نموده ودر قبرستان شهر کاظمین دفن می نمایند سرانجام زندگی این عالم وارسته با تمام فراز ونشیب هایش به پایان می رسد.

 

منبع:کتاب نوادر جلد  2