سید بهمنیار حسینی " متخلص به مفتون  فرزند سید علی اکبر حسینی  در بردخون از توابع دیر در سال 1276 دیده به جهان گشود و پس از عمری شاعری چشم از جهان فرو بست وبا دنیای سراسر راز و رمز شاعری خداحافظی کرد .
از مفتون دفتر شعری باقی مانده است که این مجموعه نیز مانند اشعار هم شهریش " میرزا عباس دیری " گرمی دست چاپ را حس نکرده است . مفتون مجموعه ی آثار خود را " هدیه العشاق " نامید که این مجموعه شامل قالب های شعری دوبیتی ، رباعی , غزل  ، قصیده و مثنوی است .البته که مفتون دوبیتی سراست .
دوبیتی های مفتون ، عشق ، هجر و وصال را با کلامی دل نشین و زیبا در خود دارند ، با دقت بیشتر در این دوبیتی ها پهنه و گستره ی بیشتری را می توان دید زیرا نوستالژی شاعر برگرفته از محیطی است که تا دست سایبان چشم است اندوه از پس اندوه است ، محیطی که سرتا سر آن رفاه و برخورداری نیست؛ در آن محیط عشق انسان  را می سراید و اکنون نوبت مفتون است که این سان بسُراید ، به سر آید و برود . اما نه ! بماند ، چون شعرها مانده اند ، مگرنه شعرها محصول جان هنرمندند .پس زنده اند وزندگی شعر ، زندگی شاعر است .
ماندگاری شعر یک عامل درونی دارد و یک عامل بیرونی ؛ شعر مفتون از درون حامل همان  زیبایی ها ، ژرفا ها و کشش هاست . دارای همان رنگ ها و نیرنگ های شعری است 2، با وزنی به موازات ذات آدمی .
اما افسوس که دست گرم چاپ ( عامل بیرونی ) تن کلام مفتون را نسود .از این رهگذر باید نویسندگان گرانقدر ، "عبدالمحمد زنگویی " و بعد از آن " احمد ریشهری " را سپاس گفت که بعضی شعرهای دست نویس این شاعر را مدون نمودند .


زهجر دوست در فریادم امشب
دل اندر کوره ی حدادم امشب
به سرو ناز مفتون باد شبگیر
بگو در دّیر آبادم امشب