در درکوه گنخک ودر قسمت یال کوه که به علت بافت رسوبی خاک که نزد عوام به ُسرخون مشهور است تقریبا در ارتفاعات مشرف به روستای سمیل محمودی  غاری وجود دارد که از قدیم محل اطراق شکارچیان بوده است هنگامی که میر شکار صید خویش را شکار می کرد ویا بعد از پیمودن مسافت طولانی در راههای صعب العبور وبالا رفتن از کمر کش کوه ها به این غار می رسید برای ساعتی به استراحت می پرداخت. این غار نزد شکارچیان به اشکفت پوستی معروف است.علت نام گذاری این غار به پوستی  شاید از بافت خاک آن  می باشدکه تشکیل شده از سنگ های رسوبی  لایه لایه و شایدعلت دیگر نیز چون محل استراحت   در این غار ومحل کندن پوست  کل و بز شکار شده توسط شکار چی  بود. بعد از واقعه کوه خاک ودر گیری بعضی از روسای دشتی به زعیمی حسین خان صالح احمدی(حسین خان ابن جمال خان -مقتول در سال 1308 هجری شمسی)با فوج نادری به فرماندهی سرهنگ احمد معینی که منجر به قتل رئیس عالی کنرینی در میدان جنگ و کشته شدن حسین خان در هنگام فرار از معرکه به دست همسنگرانش  فوج فاتح نادری وارد خطه دشتی گردید وخلع سلاح عمومی انجام داد ولی چون حکومت رضا شاه بعد از این خلع سلاح چند سال بیشتر دوام نیافت ودر سال 1320 در اثر جنگ بین الملل دوم ساقط و فرزندش بر اریکه قدرت نشست به علت عدم امنیت در اثر جنگ  جهانی دوم مردم باز مسلح شدند بقول مشهور «ناامنی که از در خارج شده بود از پنجره برگشت ».بعد از قدرتمند شدن  حکومت دولت مرکزی تصمیم گرفت از نو خلع سلاح عمومی اجرا نماید مرحوم ملا عبدالله زایر حسین جمال حاجیانی(متوفی در سال 1374 هجری قمری)کد خدا ی روستای مسیله عبدی با فرزند ارشدش مرحوم حاج حسین (متوفی در سال 1359 خورشیدی)وخواهر زاده ودامادش مرحوم محمد عبدی(محزون دشتی -متوفی 1367 هجری شمسی)حاضر به تحویل اسلحه ی خود به علت نا امنی منطقه نشدند و تا خلع سلاح کامل دشتی از تحویل تفنگ خویش خود داری کردند .و برای مدت دو سال متواری وبه کوهها پناه بردند (مرحوم محزون دشتی در مقدمه دیوانش اشاره به این واقعه نموده است)محل اختفای آنها کو ه ماه جنبان(مجنبو) واقع در جاشک وکوه گنخک بود علت انتخاب  این دو کوه آشنای کامل ایشان به این کوهها بود .کوه ما ه جنبان  چراگاه دامهای طایفه حاجیان  در فصول خشکسالی و وراث محمد عبدالعلی(محد عبدو) که یکی از بزرگان (جد  خاندان عبدی  ،جمالی حاجیانی ،جمالی نژاد و...) طایفه حاجیانی است وکلاتش در این کوه معروف است در کوه ماه جنبان غاری چاهی شکل (این غار در زمین به علت انحلال سنگ های آهکی ایجاد شده است .دهانه این غار  به اندازه قطر در  چاه می باشد ولی در زیر زمین به اندازه چند متر وسعت دارد ) و چاه آب طبیعی در بستر  دره  در دسترس بود. کوه گنخک نیز به علت آشنا بودن مرحوم ملا عبدالله وهمراهان به این کوه ومحل شکار ایشان  دراوقات فراغت بود . و در هنگامیکه احساس خطر می کردند راههای فرار از مهلکه  نیز می دانستند.غار پوستی به علت قرار گرفتن در یال کوه ومشرف بودن به روستا های سمیل محمودی و گنخک جهت تهیه اذوقه ودر یافت اطلاعات محل مناسبی جهت سکونت  ایشان بود. این غار که بعد ها بنام ملا عبدالله معروف شدودر کنار آن نیز زمین مسطحی بود (جا خوس =محل خوابیدن)که محل استراحت ایشان وهمرههانشان درشب محسوب می شد وبرکه ی آبی(احن=گودی طبیعی در دل سنگ ومحل تجمع آب  باران) که آب باران در آن جمع می شد و آبشخور چرنده گان وپرنده گان کوهی خصوصا بز وکل بود . به این صورت هم به آب دسترسی بود وهم شکار!  و بنام ایشان معروف گردید .ملا عبدالله بر روی دیوار غار ویا صخره کنار آن با نوک کارد قد خویش(کار قد دشنه ای بود از فولاد آبدیده با دسته نقره ایی منقش که در جلد چرمی بنام کالون قرار می گرفت شکارچی این کارد در شالی که دور قد خویش می پیچید  ویا در قطار فشنگش می  زد و در هنگام شکار بر ای ذبح آن ودر معرکه برای جنگ تن به تن  یا کندن سنگراز آن استفاده می کرد. در واقع هم زینت بخش بزم بودوهم سلاح رزم)اشعاری از بزرگان ادب پارسی حک نمودندابیاتی چند از این اشعار مانده است ومابقی در اثر عوامل طبیعی  مانند سرما وگرما از بین رفته اند شکارچیانی که به شکار می رفتند واز این غار دیدن می کردنداین اشعار را بخاطر می آورند که اینجانب به علت همنشینی  با بعضی از آنها این اشعار را شنیدم  و روایت می نمایم 

نخست اشعار کنده شده بر صخره که تاکنون بر جای مانده و می توا ن رویت کرد. 

دریغا بی ما بسی روزگار          بروید گل وبشکفد نوبهار 

و بالای این بیت نوشته شده است:عبدالله ابن حسین جمال حاجیانی متواری در دوره پهلوی در هزار سیصد پنجاه چهار قمری. 

آما قول راویان: 

1-آقای زایر عالی پوزش(زایر عالی ابن خداد)نامبرده از معمرین روستای بنیاد هستند وروزگار ملا عبدالله ابن زایر حسین جمال نیز درک کردند و بارها در این اشکفت استراحت کرده اند ونوشته های ملا عبدالله دیدنداینطور نقل می کنند ولی اکنون بعضی اژ آنها در اثر مرور زمان سائیده ناپدید شده است  . 

   نوشتم بر در دیوار خانه          که بعد از من بماند این نشانه 

اگر پرسند این مسکین کجا رفت         بگوبگریخت از دست زمانه 

2-غلامحسن زارعی :ایشان نیز از معمرین روستای مسیله عبدی هستند و نوه خواهری ملا عبدالله می باشندبسیار با آن مرحوم  وفرزنداش همنشین بودند نقل می نمایند. آین شعر سروده مرحوم ملا عبدالله(صیاد)است ممکن است در کوه کنده شده باشد واز بین رفته و یا نه :

   تر ا صیاد مغرور از چه باشی         نمی دانی که عمرت مختصر شد 

صیاد در اینجا تخلص ادبی ملا عبدالله است. 

3-آقای زایر غلامحسین زارع زاده:ایشان از میان سالان روستای مسیله عبدی هستند .نامبرده فرد ی باسواد و شکار چی و کوه  رو بودند و دارای اطلا عات تاریخی فراوانی  می باشند ونسبت به تاریخ منطقه  نیز اشراف  کامل دارند. 

صیاد نه هر بار شگالی ببرد           افتد که یکی روز پلنگش بخورد  

                                                     (سعدی) 

اما آنچه تا کنون بر جای مانده وبعد از هشتاد ویک سال خود نمای می کند نوشته بالا است.