توضیحاتی در باره نام روستا های بخش کاکی: نام روستا ها با توجه به شراط محیط زندگی افراد ،نام شخص بنیانگذار و یا وجهه تاریخی منطقه  انتخاب می شدمعمولا مرجع نامگذاری  روستا هاخوانین بودند ،اینجانب با توجه به بضاعت ناچیز علمی ام واطلاعات کمی که از منطقه دارم   بعضی از روستاها وعلت نامگذاری آن بیان می کنم 

 

 1-دمنالو در قدیم به مالیات منال می گفتند چون این روستا هم خان کاکی ادعای مالکیت بر آن داشت وهم خان شنبه یا خورموج هر سال مردم این روستا مجبور بودند هم به خان کاکی مالیات بدهند وهم به عامل خان شنبه به این سبب روستا به دمنالو معروف گردید.

2-بادوله یا بایلی ویا باردوله: در فرهنگ محلی تعاریف مختلفی برای بادوله شده است از جمله کلمه باردوله که معنی محل انداختن بار که در اسناد ملکی از این کلمه بسیار استفاده شده است ولی اکنون مردم بیشتر به نام بادوله می شناسند وتعاریف مختلفی برای بادوله وبادلی بکار می برند  ولی بهترین تعریف خاکی که در اثر وزش باد در مکانی جمع شده ودارای نرمی ولطافت خاص خود است که این تعریف در موردبادولی صدق می کند به این علت که در اثر جریان بادهای موسمی  ماسه بادی ریز دانه کنار رودخانه مند که دارای ذرات میکرونی هستند به این روستا حمل وسطح  وسیعی از  ارضی روستا می پوشاند کلیه مردمان ساکن این روستا وحتی روستا های همجوارکه سنی از انها گذشته درست  به خاطر می آورند در زمانی که کشاورزی رونق چندانی نداشت و پوشش گیاهی در منطقه ضعیف بود در فصل تابستان به علت باد های شدید ماسه بادی از اراضی   ساحل رودخانه مند برخواسته وباجریان باد به روستا ی بادوله که نزدیک ترین روستا به رودخانه بود انتقال می یافت بطوریکه  اراضی غرب جاده از شمال شرقی روستا تقریبا از کُنار حضرت عباس تا حدود مقبره بی بی سکینه و کپر سید باقر سادات ماسه بادی روی هم انباشته می شد به حدی که بافت اصلی خاک که  ماسه دانه ریز بود با یک لایه از ماسه بادی پوشیده می شد .

 3-تلخو (تلخاب -تالو-تهلو) در گویش محلی دشتی کلمه تلخ را تاَل تلفظ می کنندوچون آب تلخو دارای کیفیت مناسبی برای آشامیدن نبودمردم برای تهیه آب شرب ناچارا به کاکی می رفتند در نتیجه نام    روستا  از کیفیت آب آن مشتق گردیده و صفت تلخ بودن آب  معرف روستا شد و نام روستا  تاَلوشد یعنی روستای که آب تلخ دارد قبل ازانتقال آب لوله کشی به تلخو مردم با مشکل کم آبی مواجهه بودند تا سال 50 همزمان با لوله کشی آب کاکی ومسیله جات تلخو هم چون آّ ب شرب مردم نسبت به آب کاکی دارای کیفیت پایین تری بودداری آب لوله کشی شد ومنبع هوای در اول سه راهی تلخو نصب شد تا با ایجاد اختلاف ارتفاع آب  به روستا منتقل گرددوآب آشامیدنی  مردم روستا تامین گردد .  

 

3-ریگ دان(ریغ دان)جمال خان ابن حسین خان بعد از فوت پدر خان کاکی وتوابع گردید وچون علاقه  به کشاورزی وباغ داری داشت به فقیه زین الدین کد خدای روستای فقیه حسنان که فردی سرشناس ومردم دار بود پیغام داد تا چند نفر از باغبابانش که آشنا به فنون نخل کاری بودند برای غرس نخل به کاکی بفرستد فقیه زین الدین نیز اطاعت امر کرد وچند نفر  آشنا به فنون  نخلکاری به کاکی فرستاد جمال  خان متعهد گردید تا هفت سال مایحتاج زندگی آنها تامین نماید به همین خاطر سالانه چند من ذرت وچند بل خرما در اختیار آنها قرار میداد آنها هم متعهد بودند بعد از هفت سال باغی مخَضَر ومثُمر تحویل خان دهند برای اجرای این پیمان در سمت شمال غرب کاکی زمینی گلی  که مساعد برای کشت نخل بود انتخاب کردند و نخلستانی غرس نمودند این باغ چون به دستور جمال خان کاشته شده بودبنام  باغ جمال آباد نامیده شد ولی چون نشاندگان نخل متعهد بودند تا هفت سال باغ احیا به خان تحویل دهند از هر گونه نخل دقت ناکرده کاشتند در زمان ثمر دهی یک سطر در میان نخل ها نر بودند  هنگامی  که خان به دیدن باغ آمد با نخلستانی از درخت های  نر مواجهه شد  وبه سردسته باغبانانش اعتراض کرد، به این لهن بیان، این چه کاری بود که کردی؟ من که بد نکردم توشه هفت ساله شما در اختیارتان قرار دادم  شما قول دادید باغی مثمر به من تحویل دهیدباغبان گفت من فکر می کردم در زمان ثمر دهی یا من نیستم ویا خان ولی اکنون هر دو زنده هستیم  اصلاح می کنم و بعد نخل های نر تنها یک ردیف  در غرب باغ نگه داشته وبقیه از زمین در آورد  وبه جای آن دمیت نخل مثمر کاشتند ظریف طبعی سال کاشت باغ جمال آباد به حروف ابجد حساب کرد  کلمه ریغ دان ماده تاریخ غرس باغ جمال آباد بدست آورد   باغبانان  نیز جهت دسترسی  بیشتر به باغ در ارضی  نزدیک به سراب باغ خانه ساختند و سکونت اختیار کردند ونام روستا نیز ماده  تاریخ غرس با غ جمال آباد شد وبعد ها ریغ دان تبدیل به ریگ دان شد وحضرات باغبانی ها ودیگر فقیه های ریغ دان وتلخو از نسل همان با غبانها هستند لذا در زمان انتخاب فامیل شهرت باغبانی وفقیه انتخاب کردند   

 4-کاکی در فرهنگ جهانگیری کاک به معنی زمین بلند آمده است ومتضاد آن نیز می توان مشیله یا مسیله نامید که به علت هموار بودن اراضی آن در هنگام طغیان رودخانه مند بستر سیلاب مند بود  

5-بنیاد که در زبان عامیانه  بنیا  نامش بود   چون محل سکونت فرزندان حاج محمد بوهند بود که گویند اصالتا بهبهانی بودند و اکنون فامیل های میرشکاری،خاکی نژاد،وجدانیان،کارگر،غلامی، زارعی وزارعی فرشاد از این خاندان هستند ودیگر اینکه مردمان این روستا به صورت بنه بنه زندگی میکردند به این صورت این روستا به بنیا یعنی سرزمین بنه ها معرف شد مثل بوهندی ها، حاج اسماعیلی ها(حاج سمیلی ها_فامیل های باسیره،عوضی،آسیایی،زلرعی..)،کا غلومیها(قاید غلامی_آور، زارع پور)،علی سمیلی ها(علی اسماعیلی_فامیل اسماعیلی) و...

6-باغ شلی در منطقه دشتی به گل شَل می گویند چون بافت خاک این روستا بر خلاف کاکی وبنیا که تشکیل می شد از ماسه دانه ریز از جنس رس بود به گویش محلی به گلی که از خاک  رس تهیه شده باشد شَل گفته می شد این روستا به باغ شلی معروف گردید ولی متاسفانه در هنگام ثبت نام روستا توسط مسئولین حکومت به علت عدم اشنایی آنها با فرهنگ مردم این منطقه بجای باغ شلی اسم غلط انداز شالی بر آن نهادند باغ شلی محل زندگی فرزندان زار کمالی (زایر کمالی ویا پور کمالی _فامیل های زارع زاده،بهنام،زارع پور، زارعی،فاطمی،و...)است.

7- باغ شور این روستا درکنار یکی از شاخه های دره ی شور قرار دارد و محل زندگی فرزند ان حاج حسین خواجه محمد علی(فرزندان حاج حسین خواجه محمد علی بنامهای حاج محمد حاج حسین وحاج علی حاج حسین می باشندکه در زمان صدور شناسنامه به علت خویشی سببی با احمدی های روستای هلالی حاج عیوض شهرت احمدی برای خویش انتخاب کردند) از نسل خواجه های کردلان( کردلو )می باشند جد این خاندان به دستور خان به این محل آمد تا  نخل غرس نماید . 

8-گنخک- این روستا به دو علت به این نام نامیده شده است یکی به علت بافت خاکش که برای کشت چندان مناسب نیست و در دشتی به هر چیز که شرایط مورد نظر دارا نباشد صفت گند یا گنه می دهند(گنه =بد) به این علت این خاک نیزگند خاک یا گنه خاک نامیدند که به مرور مخفف گنه خاک شد گنخک  و شاید قبل از ورود دین مقدس اسلام به   این سرزمین محل سکونت گبر ها بوده  که با توجه به اثار  قبور موجوددر پایین دست گنخک هیرونی(گنخک جنوبی یا گنخک روسا) بنام گلال گار اسپید  ویا وجود تونل دست ساز به طول تقریبی ده متر وبه ارتفاع گذر یک انسان متوسط القامه که دوطرف دره دوبریا به هم متصل می نمایدکه  عوام آن را کوکزیک می نامند هر چه هست نشان از سکونت اقوامی در ادوار گذشته در این روستا بوده این عوامل می توان دلیل نامگذاری گنخک به  نام خاک محل سکونت گبرها  نامید